عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

235

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

صبورىپيشگان در سختى و مرضى و هنگام جنگ ، همين كسانند كه راستى پيشه كرده‌اند و همينان خودشان پرهيزگارانند " « 1 » اگرچه اساسا نقش تشريع در آيين محمد ( ص ) در مرحلهء دوم قرار دارد ، ولى آن زمان هم كه رسول خدا در مكه بود ، مىگفت : " به‌وسيله آنچه خدايت داده سراى آخرت بجوى و نصيب خويش از اين دنيا فراموش مكن چنان كه خدا با تو نيكى كرده ، نيكى كن و در اين سرزمين فساد مجوى . " « 2 » . باز گويد : " بگو ، كى جامه‌اى را كه خدا براى بندگان خويش پديد آورده با روزيهاى پاكيزه حرام كرده است . بگو اين چيزها در زندگى دنيا متعلق به كسانى است كه ايمان آورده‌اند و در روز قيامت خاص ايشان است . . . " « 3 » آيات فوق كه در مكه نازل شده‌اند ، به خوبى يك زهد بينابين را نشان مىدهد . مسلم است كه در مسئله اخير اين نكته كه اسلام در محدودهء يك دولت منظم و جاافتاده ، نشئت نكرده ، نقش عمده‌اى داشته است . مسيحيت در ميان يك دولت نظام يافته ظاهر شده بود . حمله به قوانين امپراطورى روم مىتوانست مسيحيت را قبل از تولد از بين ببرد . ازاين‌رو كاملا طبيعى است كه عيسى ، مريدان خود را با احكام مجلس ملى و حاكم بترساند « 4 » چنان كه مىگويد : هيچ‌كس دو آقا را نمىتواند خدمت كند . به مؤمنان توصيه مىكند كه مال دنيا را ترك كنند ، به مرغان نظر كنند كه نه مىكارند و نه مىدروند و نه در انبارها ذخيره مىكنند . مىگويد : به سوسنهاى صحرايى نگاه كنند كه چگونه نمو مىكنند و براى لباس انديشه نمىكنند « 5 » . دستور مىدهد كه : مال قيصر را به قيصر ادا كنند « 6 » در عين حال ، انجيل با احكام دنيوى و كشيشانش ، با كليساهاى همدست ثروتمندان و موقوفاتش واكنشى بود عليه رياكاريهاى دينى موجود كه كارها را به تباهى كشانده بود و

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سوره البقره ( 2 ) ، آيه 173 ( ترجمه از قرآن پاينده است ) ( 2 ) قرآن كريم ، سوره القصص ( 28 ) ، آيه 78 ( 3 ) قرآن كريم ، سوره الاعراف ( 7 ) ، آيهء 31 ( 4 ) انجيل متى ، باب پنجم ، 24 - 22 ( 5 ) همان ماخذ ، باب ششم ، 28 - 24 ( 6 ) همان ، باب بيست و دو ، 22 - 15