عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

226

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

" هست از روى بقاى ذات او * نيست گشته وصف او در وصف هو چون زبانهء شمع پيش آفتاب * نيست باشد هست باشد در حساب " « 1 » * * * " مىپرد چون آفتاب اندر افق * با عروس صدق و صورت چون تتق " « 2 » * * * " انهم تحت قبابى كامنون * جز كه يزدانشان نداند ز آزمون " « 3 » * * * " در خور دريا نشد جز مرغ آب * ختم كن و الله اعلم بالصواب " « 4 » خواندن خطوط كوفى در قسمت متمايل به بيرون تحتانى ممكن نشد . بخشى از سطح فوقانى اين قسمت و بيش از نصف قسمت تحتانى جدا شده و از بين رفته است « 5 » . قطع نظر از خطوط كوفى بقيهء نوشته‌ها به خط ثلث عصر سلجوقى است . غزليات و بيست و دو بيت مأخوذ از مثنوى ، كه يك واحد تشكيل مىدهند ، گويا از طرف سلطان ولد و حسام الدين چلبى برگزيده شده است و مسلما كتيبهء عربى را سلطان ولد نوشته است . به علت تعميرات و جرح و تعديلها و توسعهء آرامگاه ، از آثار اوليهء آن فقط گنبد سبز ( قبه الخضراء ) و صندوق بالاى مزار باقىمانده است . اما اين صندوق

--> ( 1 ) مثنوى ، سوم ، ص 209 ، ب 71 - 3670 ( 2 ) همان ، سوم ، ص 204 ، ب 3578 ( 3 ) همان ، سورم ، ص 209 ، ب 3667 ( 4 ) همان سوم ، ص 193 ، ب 3388 توضيح : مؤلف ابيات فوق را به كتاب شرح مثنوى ارجاع كرده است . ما براى سهولت مراجعه مثنوى نيكلسون را مرجع داديم . لازم به گفتن است كه پاره‌اى ابيات تغييراتى جزيى و اختلافاتى با مثنوى نيكلسون دارد . ( 5 ) آقاى محمد اوندر براى خواندن اين قسمت هم پيش ما آمدند ما با هلموت ريتر ، محمد تانجى و احمد آتش مدتى با متن سرگرم شديم در قسمت بالا چيزى شبيه : " واحديا واحد . . . منى " خوانده شد . ولى قسمت‌هاى ديگر را به‌هيچ‌وجه نتوانستيم بخوانيم .