عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
224
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
كتيبه در قرينهء همان مستطيل كه در پائين پا قرار دارد ، به صورت زير پايان مىيابد : " و قد انتقل قدس الله نفسه و روح رمسه فى خامس جمادى الآخر سنه اثنين و سبعين و ستمائة هذا الضريح من صنعه عبد الواحد بن سليم المعمار عفا الله عنه " در حاشيهء قسمت بيضىشكل پايين پا ، پنج مصراع از يك غزل مولانا حكاكى شده است . مصراعها بدين شرح است : " چون جان تو مىستانى چو شكر است مردن " * " با تو ز جان شيرين ، شيرينتر است مردن " " بردار اين طبق را زيرا خليل حق را " * " باغست و آب حيوان گر آذر است . مردن " " اين سر فشان مردن و آن سر نشان زادن " « 1 » در قسمت مشبك و متمايل به خارج ، بيست و دو بيت از دفترهاى : سوم ، چهارم ، پنجم و ششم مثنوى حك شده است : " باز سلطانم گشم نيكوپيم * فارغ از مر دارم و كركس نيم " « 2 » * * * " باز جانم باز صد صورت تند * زخم بر ناقه نه بر صالح زند حال صالح گر برآيد يك شكوه * صد چنان ناقه بزايد متن كوه " « 3 » * * * " چشم دولت سحر مطلق مىكند * روح شد منصور انا الحق مىزند " « 4 » * * *
--> ( 1 ) بدين قسمت كسى تاكنون متوجه نبوده است . آقاى محمد اوندر رئيس محترم موزهء قونيه دقت به خرج دادهاند و عكس آن را براى من فرستادهاند . من كتيبه را خواندم و برايشان فرستادم . اينك اينجا نيز ذكر مىكنم . ( 2 ) مثنوى ، ششم ، ص 511 ، ب 4140 ( 3 ) همان كتاب ، چهارم ، ص 435 ، ب 49 - 2648 ( 4 ) همان ، پنجم ، ص 163 ، ب 2536