عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

208

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

طبق روايت افلاكى از سراج الدين مثنوىخوان ، بعد از آنكه مثنوى از طرف حسام الدين تحرير شد ، چلبى بار ديگر آن را بر مولانا خواند . پاره‌اى ابيات اصلاح شد و بدين ترتيب مثنوى آخرين و قطعىترين صورت خود را يافت « 1 » و عنوانهايى كه امروزه " سرخ " « 2 » گفته مىشود نيز در اثناى همين بازخوانى و اصلاح نوشته مىشد . چون حسام الدين باعث تحرير مثنوى بود ، مولانا جابه‌جا در مثنوى محبت سرشار خود را به دو نشان مىدهد و به تناسب مقال از وى ياد مىكند . در آغاز هر دفتر كتاب را به دو اهدا مىكند و يا متذكر مىشود كه كتاب از عنايات او در وجود آمده است . در اكثر موارد حسام الدين را با عبارت : " ضياء حق " مدح مىكند « 3 » در دفتر چهارم با ابيات زير امتنان خود را از حسام الدين بر زبان شعر مىآورد : " اى ضياء الحق حسام الدين توى * كه گذشت از مه به نورت مثنوى خدمت عالى تو اى مرتجا * مىكشد اين را خدا داند كجا گردن اين مثنوى را بسته‌اى * مىكشى آن سوى كه دانسته‌اى مثنوى پويان كشنده ناپديد * ناپديد از جاهلى كش نيست ديد مثنوى را چون تو مبدا بوده‌اى * گر فزون گردد توش افزوده‌اى چون چنين خواهى خدا خواهد چنين * مىدهد حق آرزوى متقين " « 4 » در ادامهء سخنان خود باز در ستايش او گويد :

--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 745 - 739 ( 2 ) عادتا در كتابهاى كهن عنوانها را با مركب قرمز مىنوشتند و آن را " سرخ " مىناميدند مولويانى كه مثنوى را چون قرآن كريم مقدس مىشمارند ، در مقابل كلمهء سوره در قرآن ، عنوانهاى مثنوى را " سرخ شريف " مىخوانند . ( 3 ) مثنوى ، اول ، ص 27 ، ب 428 ، ب 3 ، ص 307 ، ب 1123 ، ص 373 ب 2282 ، سوم ، ص 3 ، ب 14 ، ص 120 ، ب 2110 ، چهارم ، ص 278 ، ب 1 ، ص 323 ، ب 754 ، ص 400 ، ب 2075 ، ص 421 ، ب 2423 ( ؟ ) ، ص 504 ، ب 3824 ، ششم ، ص 481 ، ب 183 ، ص 343 ، ب 1202 ، ص 386 ، ب 1991 ، ص 387 ، ب 2010 ( 4 ) مثنوى ، چهارم ، ص 278 ، ب 6 - 1