عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

179

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

كه از شيشه‌اى به شيشهء ديگر خالى شده ، كسى جز صلاح الدين زركوب قونيوى نيست . صلاح الدين فريدون در يكى از روستاهاى قونيه به نام " كامل " « 1 » به دنيا آمده است « 2 » پدرش ياغيبسان « 3 » نام داشت . چون آن روستا در كنار درياچه واقع بود ، خانواده صلاح الدين از ماهيگيرى معاش مىكرد . صلاح الدين به قونيه آمده و مسكنى فراهم كرده بود و در همان شهر به نحوى زرگرى آموخته بود . در آن بين به سيد برهان الدين محقق خليفهء پدر مولانا انتساب جسته و دست ارادت به وى داده بود . برهان الدين به صلاح الدين دلبستگى زياد داشت : " حضرت سيد - رضى الله عنه - مىفرمود كه : مرا از حضرت شيخم سلطان العلماء دو نصيب عظيم رسيده است : يكى فصاحت قال ، دوم صباحت حال ، همانا كه قال خود را به خدمت مولانا جلال الدين دادم ، چه او را حالات وافر است ، و حال خود را به خدمت شيخ صلاح الدين بخشيدم كه او را هيچ‌گونه قالى نيست " « 4 » چون برهان الدين به قيصريه رفت صلاح الدين به روستاى خود بازگشت و در آنجا ازدواج كرد و صاحب فرزند شد . مدتها گذشت . يك روز جمعه به قونيه آمد و در مسجد ابو الفضل نماز جمعه گزارد و در مجلس وعظ مولانا شركت كرد . حال شيخ خود را در مولانا يافت . نعره‌زنان برخاست ، به كنار منبر آمد و خود را به پاى وى انداخت . اين واقعه بعد از 639 ه / 1241 م - بعد از وفات برهان الدين - و پيش از 642 ه / 1244 م - يعنى قبل از آمدن شمس به قونيه - اتفاق افتاده است . چون مىدانيم كه بعد از آمدن شمس به قونيه مولانا و شمس در منزل صلاح الدين اقامت

--> ( 1 ) نام اين روستا در مناقب العارفين ، چاپى " كامله " قيد شده است ، ج 2 ، ص 706 - مترجم . ( 2 ) امروزه در قونيه دهى بدين نام وجود ندارد . ( 3 ) مرحوم فروزانفر در پاورقى كتاب خود نام پدر صلاح الدين را " ماغينان " نوشته‌اند و افزوده كه : " به جهت انحصار نسخه معلوم نشد اصل اين كلمه چيست " زندگانى مولانا جلال الدين ، چاپ سوم ، ص 92 - مترجم . ( 4 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 705