عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
175
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
به نوشتهء واحدى ، شمسيان " چارضرب " مىكردهاند يعنى موى سر و ريش و سبيل و ابرو را با استره مىتراشيدهاند ، كلاههاى قبه گشادهء نمدى بر سر مىگذاشتند و پشمينهء سپيد و سياه بر تن مىكردهاند ، شراب مىنوشيده ، و علم به دست و دستهجمعى از شهرى به شهر ديگر مىرفتهاند « 1 » . در هيچ ماخذ ديگرى به نام اين گروه برنمىخوريم . از آنجايى كه مىدانيم بلافاصله بعد از مولانا ، طريقتى كه به نام او تاسيس شده ، به دو شاخه تقسيم شده است و در قبال مولويان زاهد ، گروهى ديگر به دنبال اولو عارف چلبى نوهء مولانا رفتهاند ، از احكام شرع متابعت نكرده و شراب نوشيدهاند . بلاترديد شمسيانى كه واحدى از آنان بحث كرده است همين گروه دوم مولويان است . وانگهى اگر اين نكته هم مد نظر قرار گيرد كه در قرن دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ديوانه محمد چلبى قرهحصارى و يوسف سينهچاك و پيروان آنان چارضرب مىشده و همراه بكتاشيان به تفرج مىپرداختند ، نظرى كه ابراز كردهايم از يك تخمين فراتر مىرود و به واقعيت نزديكتر مىگردد . در Mevlana , dan sonra Mevkvilik دربارهء صوفيان شاخهء ولد و شاخهء شمس به تفصيل بحث كردهايم .
--> ( 1 ) همان نسخه ، b 65 و b 72