عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

132

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

كورى ، نمىبينى . تو ديده ندارى كه به دو درنگرى * ور نى ز سرت تا قدمت اوست همه همانا كه برخاست و به سماع شروع كرد . . . " « 1 » شمس الدين نفوذ بيكرانى بر مولانا داشت . كرا خاتون زوجهء مولانا روايت مىكند كه پيش از آمدن شمس ، مولانا از ابتداى شب تا طلوع فجر ، پاى چراغى كه به قامت آدمى ساخته بودند ، مىايستاد و " معارف " بهاء الدين ولد را مطالعه مىكرد « 2 » شيخ محمود صاحب‌قران نامى روايت مىكند كه در يك شب زمستان در حضور مولانا بوديم ، مولانا ياران را " معارف " مىفرمود و من اوراق نوشته را در تنور خشك مىكردم . . . « 3 » . پيش از اين نيز گفته‌ايم كه مولانا تفسير سلمى را به

--> - مولانا ، م . نافذ اوزلوق ، استانبول ، 1937 ، مقدمه ، ص 19 - 17 ) بديع الزمان فروزانفر در تعليقات بسيار ارزنده‌اى كه بر " فيه ما فيه " نوشته ، تصريح كرده است كه نام اين شخص در نسخهء شماره 5408 كتابخانه فاتح : شيخ شرف هروى قيد شده و در نسخهء كتابخانهء سليم آغا مستقر در اسكدار هم زير لفظ " ثقيلى " نوشته‌اند : " شيخ شرف هروى " ( فيه ما فيه چاپ دانشگاه تهران ، 105 ، 1330 شمسى ، ص 25 و صفحات 259 - 258 تعليقات ) مولانا در فيه ما فيه گويد كه : " ثقيلى آمد ، بالاى دست بزرگى نشست ، فرمود كه ايشان را چه تفاوت كند بالا يا زير چراغند ، چراغ اگر بالايى طلبد براى خود طلب نكند ، غرض او منفعت ديگران باشد . . . " . افلاكى وقوع اين رويداد را در منزل معين الدين پروانه دانسته است . و گفته : موقعى كه حسام الدين چلبى وارد مجلس شد ، مولانا بر پا خاست و در كنار او نشست بعضى بدين كار وى اعتراض كردند و مولانا اين سخنان را بر زبان آورد ( فيه ما فيه ، تصحيح فروزانفر ، ص 259 - 258 تعليقات ) بنا بر نسخهء فاتح اين واقعه در منزل جلال الدين مستوفى روى داده است فيه ما فيه ، ص 25 و 258 . ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 120 - 119 ( 2 ) همان كتاب ، ج 1 ، ص 93 - 92 ( 3 ) همان كتاب ، ج 1 ، ص 216