عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
93
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
مولانا سپرى كرده است . بنابراين وفات او حدود سال 639 - 638 ه / 41 - 1240 م بايد اتفاق افتاده باشد . متاسفانه در تربت وى كتيبهاى وجود ندارد . بر لوح مزارش ابيات زير نوشته شده است : " سيد ترمذى محقق دين * هست برهان دين به راه يقين چونكه ثانى است او به محيى الدين * سال مولود او به " ثانى " بين شد رقم سال نقل آن سامى * قدس الله سره السامى " ابيات فوق سال ولادت و وفات سيد را نشان مىدهد . از كلمهء " ثانى " سال ولادت او يعنى 561 ه / 70 - 1269 م در مىآيد . آخرين مصراع ، سال وفات سيد را 637 ه / 40 - 1239 م معين مىكند . مسلما اين قطعه سالها بعد از وفات سيد از طرف يكى از هواداران سرسخت محيى الدين بن العربى ساخته شده است . چنان كه در باب زندگانى فكرى مولانا نيز خواهيم گفت ، دقيقا مىدانيم كه مولانا و شمس و افرادى كه با آنان مصاحبت داشتهاند ، هرگز با محيى الدين ارتباط نداشتهاند . لذا سيد برهان الدين را - كه به عقيده پيروانش متعالىترين و اصل طريقت است - با محيى الدين ابن عربى سنجيدن و سيد را نسبت به دو " ثانى " قلمداد كردن و از اين راه محيى الدين را بالاتر از سيد ديدن نه تنها امكانپذير نيست ، بلكه با آداب طريقت نيز مغاير است . چرا كه پير هر صوفى در نظرش بالاتر از همه است در حضور پير و در كنار نام او نام هيچكس نبايد بر زبان آيد . گذشته از همهء اينها سيد برهان الدين و محيى الدين واقعا هيچگونه وابستگى نداشتهاند . برخى مآخذ جملهء : " مقيم بلدهء قيصرى " ( 642 ه ) را ماده تاريخ فوت سيد برهان الدين نوشتهاند كه قطعا خطا و دور از حقيقت است « 1 » .
--> ( 1 ) يوسف آقيورت رئيس اسبق موزهء قونيه وقف نامهاى يافته است كه در رديف 109 - صفحهء 149 دفتر شماره 599 اوقاف استان قونيه ضبط است و در اواسط جمادى الاخرهء سال 644 ه نوشته شده . وقفنامه از طرف سيد عمر لطفى بخشدار " اينجهسو " استنساخ شده و دربارهء وقف يك چشمه و چند قطعه از اراضى اطراف قيصريه است به شيخ تاج الدين امير تاج بن شيخ احمد بن عبد العزيز از اولاد عبد القادر . -