سيد جلال الدين آشتيانى
932
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بنيانگذاران تسنن و حاميان طريقهء سنت و جماعت ، چندين قرن همين اشخاص بودند كه ذكر شد . كار اين جماعت مبارزه عليه شيعيان و طرفداران على عليه السلام بود . نقل و تحقيق در مسند احمد بن حنبل و صحيح مسلم است : « لم يكن احد من اصحاب رسول اللّه يقول : سلوني قبل ان تفقدونى إلّا على عليه السلام » . از طرق خاصه و عامه اين روايت متواتر است : « انا مدينة العلم و على بابها » . سيوطى در لئالى المصنوعة و ابن جوزى به پانزده « 15 » طريق آن را نقل كردهاند . چون على ، احاطه بر جميع حقايق و معارف دينى وارد از پيغمبر داشته است ، گفته است : « سلونى . . . » . بدون شك ، اين منصب فقط از براى او ثابت است و لا غير . به دلالت عقلى ، حديث : « انا مدينة العلم . . . » ، دلالت بر وجوب متابعت على دارد ؛ چون باب علم پيغمبر كه همان اوامر و نواهى و احكام متعدد مختلف و علوم باطنى و آنچه نظمدهنده عالم اسلامى باشد ، فقط على عليه السلام است . متابعت كسى جائز است كه معصوم از گناه باشد . در صحابه باتفاق ، عصمت اختصاص به على دارد ، به دليل آيهء تطهير . در كتب محدثان عامه ، از جمله كتاب جمع بين صحاح ، از رسول اللّه نقل شده است : « رحم اللّه عليا ، اللهم ادر الحق حيثما دار ، الحق مع على و على مع الحق » . اين حديث در كتب معتبرهء عامه نقل شده است . حضرت رسول بعمار ياسر گفت : « ستكون بعدى في امتى « 1 » هناة و اختلاف ، حتى يختلف السيف
--> ( 1 ) . اين اختلاف چهرهء منحوس خود را بعد فوت پيغمبر براى اولين بار نشان داد ولى بىطمعى و ازخودگذشتگى شاه مردان از آن جلوگيرى نمود على اگر براى احقاق حق خود به مخالفت با اجلاف عرب برمىخواست عمر تصميم قطعى داشت در مقابل اين حق بايستد اگر چه فتنهها بر پا شود و امر منجر بكشتن على عليه السلام گردد با اين اخبار و آثارى كه عامه ذكر كردهاند اگر كسى آنچه را ذكر كرديم بخواهد انكار نمايد حماقت خود را ظاهر ساخته است .