سيد جلال الدين آشتيانى
929
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حضرت رسول « ص » ، از وقوع جعل حديث و وجود دسّاسين و كذّابين بعد از رحلت خود خبر داده است . بازار جعل حديث در زمان خلافت معاويه رونق گرفت . اگر چه اولين كسى كه بعد از پيغمبر حديث جعل كرد ابو بكر بود كه از پيغمبر نقل نمود : « نحن معاشر الانبياء لا نورث شيئا » . دليل بر مجعوليت اين حديث ، آنست كه حضرت امير و حضرت فاطمه اين گفته را تكذيب كردهاند . بمضمون گفتار حضرت رسول : « الحق مع على و على مع الحق » ، قول على مقدم بر قول ديگران است . ما از براى اينكه معلوم شود در اوائل اسلام يعنى بعد از رحلت حضرت رسول ، برخى از صحابهء رسول اللّه ، چه اندازه در دين لاابالى بودند و جماعتى از سستى ايمان همان اعصار متصل بعصر رسول اللّه ، براى رسيدن به مشتهيات نفسانى ، دين اسلام را از صراط مستقيم خود منحرف نمودند ، و به كلى مزايا و خواص اين دين حنيف را طور ديگر جلوه دادند . وعدههاى از براى آنكه تزلزلى در اعتقاد مردم نسبت به خلفاى بعد از پيغمبر پيدا نشود و مردم توجه به عترت و اهل بيت پيدا نكنند ، مشغول نقل فضائل مجعول در شأن خلفا شدند . ما از براى بيان حقيقت ، ناچاريم از ذكر شرايطى كه عامه در شخص امام شرط دانستهاند ، و چه اندازه در اين امر از اصول اوليه اسلام و قوانين بديهيه عقل منحرف شدهاند ، و شريعت اسلام را وسيله نيل بآمال و آرزوهاى خود قرار دادند . مسلم در صحيح خود در باب امر بلزوم جماعت از حذيفه نقل كرده است كه حضرت رسول فرمود : « سيكون بعدى ، ائمة لا يهتدون بهداى و لا يستنّون بسنتى و سيقوم فيهم رجال قلوبهم قلوب الشياطين في جثمان الانسان » . قال : قلت : كيف اصنع يا رسول اللّه ؟ قال « ص » : تسمع و تطع للامير ، و إن ضربك ظهرك و بطنك و اخذ مالك » . مسلم ، در باب امر بلزوم جماعت ، از ابن عمر نقل كرده است : « من خلع يدا من طاعة لقى الله يوم القيامة لا حجة له » . بخارى در باب ثانى از كتاب فتن ، و مسلم در باب امر لزوم جماعت از حضرت رسول نقل كردهاند : « من كره من أميره شيئا فليصبر عليه ، فانه من خرج من السلطان شبرا مات ميتة جاهلية » . اين اخبار ، سند رسوائى مسلمين صدر اول است . بمدلول همين اخبار ، برخى از علماى عامه گفتهاند : « قتل الحسين بسيف جده » .