سيد جلال الدين آشتيانى
910
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بهر دو « كتاب اللّه و عترت » لازم و واجب است . پس آنكه گفت : « حسبنا كتاب اللّه » يا از خدعه چنين كلامى را ادا كرد و يا در جهل و حيرت بسر مىبرد . پس در هر زمان ، يكى از افراد عترت قديسين على سبيل تجدد الامثال باقى است و حق تعالى وعدهء حفظ كتاب آسمانى خويش را داده است ، مدت بقاء قرآن مدّت بقاء زمان و عترت نيز از قرآن جدا نمىشود . « لن يفترقا حتى يردا على الحوض يوم القيامة » . بر طبق روايات وارده از طرق عامه و خاصه « كما ذكرناه » مراد از عترت ، ائمهء اثنا عشر است . از حضرت امير منقول است كه از حضرت رسول سؤال شد : « من العترة ؟ فقال عليه السلام : انا و الحسن و الحسين و التسعة من ولد الحسين تاسعهم مهديهم و قائمهم ، لا يفارقون كتاب اللّه و لا يفارقهم » اين معنى مسلم است كه در آخر زمان وليى محيط بر حقايق و ملكوت عالم از اولياء بنام « مهدى » از ذريه رسول الله ، از ولد حسين ، ظهور مىنمايد و در سراسر عالم عدالت را برقرار مىنمايد . اين عبارت : « يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » ، بطور مسلم از حضرت رسول نقل شده است . لذا جمع كثيرى از علماى عامه بر طبق روايات وارده در كتب معتبره ، قائل بوجود مهدى موعود در آخر زمان و ظهور او از براى اظهار عدالت و قلع و قمع ريشههاى فساد شدهاند . عرفاى اسلامى چون وجود ولى را در هر عصرى از اعصار لازم و واجب مىدانند ، خاتم ولايت محمديه « ص » را مهدى موعود در آخر زمان مىدانند . حقيقت قرآن ، علم نازل حق به صورت اين الفاظ و عبارات است . بقاء اين علم ، با جميع درجات وجودى آن وابسته ببقاء نفوس كامله است . حضرت رسول عالمان به قرآن را ، عترت طاهره عليهم السلام ، معرفى نموده است . ما بيان كرديم كه عترت و قرآن در جميع مراتب وجودى متحد و در عالم زمان و مكان تقارن دارند . در هر زمانى يكى از افراد عترت « على سبيل تجدد الامثال » ، كه حافظ حقيقت قرآن باشد موجود است . اول مقارن با كتاب و عالم به قرآن از عترت اطهار ، حضرت مولى الموالى « ع » است ، كه نزديكترين شخص به حضرت رسول « ص »