سيد جلال الدين آشتيانى
884
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
شرح اين قسمت را ما بيان نموديم و مشكلات آن را بنحو كامل توضيح داديم و فرق بين مراتب و مقامات را در مطاوى شرح خود بر اين مقدمه تحقيق نموديم . اين قسمت مىبايست قبل از « تتميم » نوشته شود چون تتمهء مطالب فصل « 12 » مىباشد . در بيان اصول كرامات و معجزات و خوارق عادات انسان مستكمل بحسب علم و عمل باعتبار ذات ، ملتئم از سه عالم است كه بر طبق مبادى ادراكات خود كه قوهء احساس و تخيل و تعقل باشد ، در او حاصل شده است . هر صورت ادراكيهاى يك نوع از وجود است . كمال قوهء عاقلهء انسان ، اتصال بملكوت اعلى و مشاهدهء عالم ملائكه است . و كمال قوهء مصوّره و تخيل ، مشاهدهء اشباح مثاليه و اتصال بملكوت عالم اشباح مجردهء و اطلاع از مغيبات جزئيه است . كما اينكه اطلاع بر مغيبات كليه ، معلول اتصال بعالم عقل و ملائكهء مقربين و مجردات تام الوجود است . كمال قوهء حساسه شدّت تأثير در موادّ جسمانيه است . قليلى از افراد انسان بمقام كمال و استكمال اين سه قوه نائل مىشوند . كسى كه بحسب اين سه قوّه ، كامل گردد ، واجد مقام و رتبهء خلافت الهيه ، و حائز مقام رياست بر خلق و دعوت مردم بمقام احديت وجود مىگردد ، و بتوسط اظهار معجزات و خوارق عادات بر اعداى خود مسلط مىشود و يا مقام نبوّت و ولايت خود را ثابت مىنمايد . ما در شرح بر فصوص ، مفصل اين مبحث را تقرير كردهايم ، و در اين شرح از براى اجتناب از تطويل به همين اندازه اكتفا نموديم . قواى عاقله بعد از تصفيه و تحصيل قوت وجودى ، متصل بروح اعظم و عقل اول مىگردد . و بدون واسطهء تعليم بشرى ، حقايق را در الواح عاليه مشاهده مىنمايد و در زمان اندك ، جميع معلوماتى را كه در تكميل اجتماع بشرى لازم و واجب است ، واجد مىشود . در نحوهء حصول اين علم ، كه آيا بر سبيل تدريج يا دفعى حاصل مىشود ، بحثى است .
--> ( 2 ) . شيخ اكبر اين عبارت را در چند مورد از فتوحات و فصوص و عنقاء مغرب ذكر كرده است . و قد اشرنا الى موضعه في مطاوى هذا الشرح مرارا .