سيد جلال الدين آشتيانى
843
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اجسام است ، مناسب نيست . نفخ از جانب حق كه معطى صور و ارواح است ، بمعنى افاضه و ايجاد و انشاء روح و حيات است ؛ و در اين مقام ، بمناسبت آخرت و بعث من فى القبور بمعنى انشاء حيات در نشئهء آخرت است . نفخهء اولى سبب موت اجساد و حيات ارواح ، و نفخهء ثانى موجب قيام ارواح بذات حىّ قيوم مىباشد . جميع مواد كونيه و صور قائم به آن مواد ، قابل استنارهء به ارواحند . نظير ذغال كه مستعد از براى اشتغال است و استعداد آتش گرفتن در ذات ذغال موجود و مكنون است . صور برزخى كامن در باطن وجود صور مادى است . در نفخهء اولى ، صور طبيعى و مادى زوال مىپذيرد ، و صور برزخى بواسطهء وجود ارواح ، مستعد از براى اناره مىگردد . در موقع نفخ دوم اسرافيل ، كه موجد و منشئ ارواح است ، صورتهاى برزخى بسبب وجود ارواح قبول استناره نموده و از مقام كمون بمقام بروز و ظهور در مىآيند . « فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ » . صور برزخى باعتبار ظهور ساعت و قيامت در قيامت كبرى ، قيام مىنمايند ، در حالتى كه ناطقند به حقايقى كه در دنيا مكنون در باطن وجود آنها بوده است . فمن ناطق بالحمد للّه ، چون موت و قيام ساعت و رستاخيز ، موجب رسيدن آنها بمراتب نعم اخروى است . برخى از مردم كه بواسطهء اعمال زشت و انغمار در شهوات ، منحط از درجات اهل نعيم اخروى هستند ؛ گويا به اين آيه هستند : « يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » . بعضى از اهل حشر به اين سخن ناطقند : « الحمد لله الذى احيانا بعد ما اماتنا و اليه النشور » . اهل حشر ، هر دستهيى مطابق با ملكات و ادراكات و صور حاصل از نتايج اعمال و افعال خود گويا هستند . جميع موجوداتى كه در قيامت محشور مىشوند ، ناطقند ، و احياء ؛ بلكه سراپاى وجود آنها ناطق و گويا است . چون نشئهء آخرت و عالم قيامت نشئهء ادراكى و علمى است . « إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا ، قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » . * * *