سيد جلال الدين آشتيانى

824

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بالذات ممتنع و وجودش بالذات واجب باشد ، تحقق داشته باشد ، تا ممكنات را بوجود و وجوب متصف نمايد . بنا بر اين ، مبدا جميع عوالم حق تعالى است . ازآنجائىكه معلول ناقص الوجود و علت تام الوجود است ، و هر علتى مقوم وجود معلول است ، بايد علت اصل و تمام و كمال ، بلكه صورت تماميهء وجود معلول باشد . حقيقت حق ، باعتبار حب بالذات كه ناشى از تماميت ذات است ، مبدا وجودى و علت غائى و غرض قصواى انيّات جائزات است . پس منتهاى جميع حقايق ، حق تعالى است . در صحيفهء ملكوتيه به مبدئيت و منتهائيت و قوس نزول و صعود بوجه لطيفى اشاره شده است : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » . « 1 » فرقتى لو لم تكن في ذا السكون * لم يقل « إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » راجع آن باشد كه بازآيد به شهر * سوى وحدت آيد از تفريق دهر موجودات و افاعيل حق ، باعتبار مظاهر خارجى داراى مراتبى هستند ، كه اصول آن مراتب در سه عالم مضبوط است : اول ، عالم ارواح و عقول مجرده . مرتبهء دوم ، عالم مثال مطلق و برزخ منفصل . مرتبهء سوم ، عالم ملك و شهادت و حس . موجودات عالم شهادت و حس ، چون حصول در مادهء جسمانى دارند ، باعتبار باطن ذات و جوهر حقيقت متحركند ، و غايت حركت آنها تجافى از دار غرور و مادهء جسمانيه است . انواع ماديه باعتبار استعدادات ، مراتب مختلفى از غايات و نهايات را نائل مىگردند . انتهاى حركت و آخرين منزل وقوف هر متحركى ، غايت حركت آن مىباشد ، كه بعد از نيل به‌غايت وجودى خود متوقف مىشود . در بين انواع ، افرادى كه داراى مرتبه‌اى از تجرد هستند ، داراى حشر مىباشند . « 2 » انسان بواسطهء استعداد تام ، مىتواند جميع مراتب وجودى را سير كند .

--> ( 1 ) . در كلام معجز نظام شاه اولياء « ع » به مبدئيت و منتهائيت حق نسبت بحقايق ، اشارات لطيفى موجود است . « رحم الله امرأ أعد لنفسه و استعد لرمسه ، و علم من اين و في اين و الى اين » . و اذا علمت هذا تعرف : ان المبدا هو المعاد « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » . ( 2 ) . اگر چه بمذاق تحقيق ، جميع موجودات داراى حشرند . و ما در رسالهء معاد چند برهان بر لزوم حشر جميع موجودات اقامه نموده‌ايم .