سيد جلال الدين آشتيانى

774

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

كه از آن تعبير به قيامت صغرى نموده‌اند ، چون عالم برزخ ، اول مرتبهء آخرت و آخرين مرتبهء دنيا است . يكى از اقسام موت ، موت ارادى است . اين موت همان‌طورىكه مشروحا بيان كرديم از براى سلاك و اهل معرفت و شهود قبل از موت طبيعى واقع مىشود . خواجه كائنات فرموده است : « موتوا قبل ان تموتوا » . اين است مراد مصنف علامه « قده » كه گفته است : « و بازائه الموت الارادى الذى يحصل للسالكين ، المتوجهين الى الحق قبل وقوع الموت الطبيعى . قال عليه السلام : من اراد ان ينظر الى ميت يمشى في الارض فلينظر الى ابى بكر » . « 1 » همان‌طورىكه ذكر شد ، برخى از مردم كه در اقليت قرار دارند ، بلكه جزء نوادر خلقت به شمار مىروند ، امور آخرت و احوال و نشئات بعد از موت را در همين نشئه مشاهده مىنمايند . در معاينهء امور اخروى و شهود احوال اهل بهشت و اهل نار ، احتياج به موت طبيعى ندارند ، چون حجب مانع از معاينه از عين قلب و عين بصيرت آنها برداشته شده است . اين قبيل از ناس ، حق را به عين قلب شهود مىنمايند ، و از شهود حق جميع مراتب وجودى از ما كان و ما يكون براى آنها مشهود است . نشئهء دنياوى آنها مبدل به نشئات بعد از موت شده است . مولى الموالى على عليه السلام ، بواسطهء رفع حجب نورانى و ظلمانى بين او و اصل وجود محض و حق مطلق جل جلاله گفته است : « لم اعبد ربا لم اره . . . و رأيت ربى به عين قلبى » . چون قلوب پاك ، بحقايق ايمان ، حق را شهود مىنمايد ، گوش و چشم و ساير حواس ظاهرى آنها طورى مبدل شده است كه حقايق را غير از آنچه كه اهل دنيا مىبينند ، شهود مىنمايند . كمال واقعى ، وقتى براى انسان حاصل مىشود كه در همين نشئه باطن وجود را مشاهده نمايد . اين مردم كه اكمل خلايقند ، ديدار محبوب حقيقى و معشوق واقعى را به فرداى قيامت محول نكرده‌اند ، و قيامت خود را در همين نشئه شهود كرده‌اند .

--> ( 1 ) . اين روايت بنا به تصريح جمعى از اهل حديث از جمله شعبى و ابن حجر مجعول است . مطاعنى كه از علماى عامه در كتب آنها دربارهء ابو بكر موجود است ، با اين حديث سازش ندارد ، مگر آنكه از حديث ، اراده شود موجودى بىخاصيت و آلت تمايلات عمر .