سيد جلال الدين آشتيانى

737

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

باشد ، با ترتيب مراتب وجودى حفظ شود . و چون ولى از اسماء حاكم دائمى بر خلق است ، و انقطاع آن عقلا محال است : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا » ظهور اين اسم و حكومت و تجلى آن دائمى است ، و قطع نمىشود . بر اين معنى ، نيز روايات مفيد قطع از طرق اهل سنت از حضرت ختمى مرتبت نقل شده است . با اينكه معاويه و اتراب و اتباع او عليهم اللعنة و العذاب ، نهايت سعى را در محو فضائل اهل بيت نمودند ، و ليكن خداوند از براى اتمام حجت ، روايات مربوط به امامت ائمه را حفظ كرد ، به قدر كافى در كتب اهل خلاف نقل شده است . ولايت بعد از پيغمبر منتقل به وارثان علم او شد ، و به حضرت خاتم ولايت مطلقه ختم خواهد شد . بعد از اتمام دائرهء ولايت و تماميت كمال اين حقيقت الهى ، بحسب اقتضاى اسم باطن ، قيامت فرا مىرسد . تحقق قيامت ناشى از اسم باطن ، يعنى ظهور خلايق به باطن وجود ، و استهلاك در انوار ربوبى و اضمحلال در حضرت حق ، و علت وقوع آن اسم متولد از تركيب اسم باطن و ظاهر ، يعنى اسمى كه حد فاصل بين ظاهر و باطن است . چون قيامت ، ناشى از ظهور حق باسم قهار است ، و از اسم جامع بين ظاهر و باطن ، برزخ كه حد فاصل بين دنيا و آخرت و يكى از منازل آخرت است تحقق پيدا مىنمايد كه : « من مات فقد قامت قيامته » . قيامت روزى است كه بواطن و سرائر در آن روز ظاهر مىشود : « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » جميع صور موجود در دنيا ، منتقل به باطن وجود مىگردد ، و اعمال كه در باطن وجود مستور و مجسم است ، در قيام قيامت و طى بساط زمان و مكان ظاهر مىگردد ؛ و حق كوس : « لمن الملك » مىزند و صورتهائى كه منشأ پنهانى تجسم اعمال و نيات مىباشند ، مستور مىگردند . و باطن آنها كه نيات و صور اعمال اعم از خير و شر باشد ، ظاهر مىگردد . صورت جنت و نار و بهشت و دوزخ كه همان ملكات خوب و بد و زشت و زيبا باشد ، عيان مىگردند : « و يحشر الناس على صور نياتهم » . منشأ عذاب و علت نيل بمقامات و مراتب بهشت و دركات دوزخ صور ناشيهء از اعمال و افعال است . تا دنيا بر قرار است و معمور است ، وجود وليى اولياء محمديين ، بعد از انقطاع نبوت به مقتضاى اسم ولى و هادى و نذير لازم