سيد جلال الدين آشتيانى
725
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
به صورت اعيان ثابته . واسطهء ظهور اسماء ، اسم اعظم است ، كه باطن حقيقت محمديه مىباشد ، پس منشأ تعينات اسمائى نيز اسم اعظم است . اين خلافت كه خلافت اسم اعظم نام دارد ، روح حقيقت محمديه است ، كه مبدا جميع خلافتها مىباشد . اثر اول اين خليفهء الهى ، ظهور تفصيلى تعينات اسماء و صفات و اعيان ثابته است ؛ و چون اسماء الهيه مبدا ظهورات تفصيليه خلقيهاند ، و رابط بين انبياء و حق ، اسماء حق است ؛ خليفهء واقعى حق در مقام جمع وجود ، اسم اعظم و حقيقت محمديه است . اولين ظهور خلقى اين اسم اعظم عقل اول است . در قرآن كريم اشارات لطيفى راجع به اين اصل مهم موجود است . از جملهء آيات باهرات موجود در سورهء « قدر » : « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ » « 1 » است . حقيقت حق با آنكه داراى تعين نيست ، بواسطهء انعكاس در مرائى اسماء و صفات ، متلون بالوان اسماء مىگردد ؛ و بواسطهء احكام متعدد اسماء ، متكثر مىشود . از ظهور حق در مرائى اسماء و صفات و اعيان علمى ، اسماء لطفيه و قهريه تحقق پيدا مىنمايد ؛ و حق باعتبار ظهور در هر اسمى حكمى دارد . اسماء و صفات متكثرهء در مقام واحديت ، با اينكه مظهر حقيقت غيب وجودند و به حكم آنكه خليفه در احكام ، تابع مستخلف عنه است ، يك ذات واحد را نشان مىدهند و مظهر وجود حقند . معذلك حجب نورى مانع از مشاهدهء جمال مطلق مىباشند . ذات حق محتجب باسماء و صفات است . ما در بيان كيفيت ظهور جوهر و عرض در مقام خلق و ايجاد ، اين مطلب را مشروحا بيان نموديم . سالك اگر حجب اسمائى و استار صفاتى را از بين بر ندارد ، و حق را بدون واسطه شهود ننمايد ، ذات محتجب باسماء و صفات خواهد ديد . مشاهدهء حق از براى او در خفاء حجب اسماء و صفات خواهد بود . « ان للّه سبعين الف حجاب من نور و ظلمة » . حجب ظلمانى عوالم اجسام و حجب نورانى مراتب عالم عقول و ارواح و اسماء و صفات الهيه مىباشد .
--> ( 1 ) . مصنف ، مقام و مرتبهء خلافت را در مقام خلق ، انباء از ذات و صفات حق مىداند ، بعد از اين مرتبه ، ترقى نموده و اصل كلى ولايت را يك حقيقت متجلى در جميع مظاهر انبياء و اولياء دانسته ، و برهان بر وجوب بقاء ولى در جميع اطوار وجودى اقامه نموده است .