سيد جلال الدين آشتيانى
718
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
در كتاب منهج التحقيق عن ابن خالويه عن النبي : « يا على لو لا نحن ، ما خلق الله آدم و لا الجنة و لا النار » . از مطاوى شرح و متن اين كتاب به منصهء تحقيق رسيد ، كه وجود شخص كامل ، مظهر تمام اسماء و صفات حق كه مخصوص بتجلى ذاتى باشد ، در دار وجود امكان دارد ؛ بلكه وجود او واجب است ، و علم عنائى حق مقتضى ايصال هر ممكنى بكمالات لايق ممكنات است . نيل حقايق امكانى بكمالات لايق خود ، بدون واسطهء كسى كه متحقق باسم اعظم باشد ، امكان ندارد ؛ و هيچ يك از مظاهر اسماء حق بدون ظهور و تجلى اسم اعظم خارجيت پيدا نمىكنند . حقيقت حق جامع جميع صفات كماليه است ، و اعيان ثابته مظاهر صفات و اسماء حقند ، و اسم اللّه اسم جامع است ، و از حيث تحقق در مقام علميه احاطه بر اسماء دارد . هر مقيدى متقوم بمطلق است . اين بود خلاصهء استدلال بر وجوب تحقق اسم اعظم در مقام اسماء . اسم اعظم مثل ساير اسماء احتياج بمظهر دارد . بايد مظهر آن از حيث سعهء وجودى محيط بر جميع مظاهر باشد . اول تجلى اين اسم اعظم در حقايق ممكنات ، علت ظهور عقل اول گرديد ، پس عقل اول ، يكى از مظاهر وجودى شخص متحقق بمقام اسم اعظم و صورت اسم اللّه است . بقيه موجودات نيز از مظاهر وجود مظهر اسم اعظمند . پس حقيقت كليه ، مظهر اسم اعظم متجلى در جميع اشياء است . در مباحث قبلى بيان كرديم ، كه مظهر تام اسماء و صفات حق بايد انسان باشد ، ساير موجودات چون در حد اعتدال حقيقى نيستند ، صلاحيت مظهريت تام و تمام حق را با اسماء و صفات كلى و جزئى ندارند . بنا بر اين ، اول تعين در عالم اعيان تعين انسان كامل است ، و تعين و ظهور ساير موجودات به تبع اسم اعظم است . در نحوهء تعين علمى و وجود خارجى ، جميع حقايق تابع و فرع حقيقت انسان كاملند . در مباحث قبل بيان كرديم ، كه اول متعين در حضرت علميه ، از براى
--> كتاب كافى باب الحجة .