سيد جلال الدين آشتيانى

705

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

فيك تحيرا » : اين مقام ، مقام ضالين است . عبد عابد حق ، بعد از عبور از اين مرتبه كه طريق آن اصعب طرق است ، بمقام بقاء بعد از فناء مىرسد . لسان آن : « الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » است . قائل بعد از صحو بعد از محو ، گويا به اين مقام مىرسد . در اين سوره ، انسان بمهتدين بصراط مستقيم ، و مغضوبين و معرضين از صراط مستقيم ، و مهتدين به منعمين ، و ضالين تقسيم شده است . منعمين متصف به دو وصف شده‌اند : يكى غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ ، و ديگر وَ لَا الضَّالِّينَ . معنى آيه ، بنا بر آنچه كه ذكر شد ، چنين است : خدايا ما را به راه راست هدايت كن . راه كسانى كه به آنها نعمت عطا كردى ، نه راه كسانى كه مورد غضب تو واقع شده‌اند ، و نه راه كسانى كه ضال و فناء در ذات شدند ، به‌نحوى كه حالت بقاء بعد از فناء پيدا نكردند . بنا بر اين ، معنى آيهء شريفه چنين مىشود : خدايا ما را بطريق هدايت ثابت گردان و ما را در استقامت در سير اسماء و طريق وحدت ، يعنى طريق كسانى كه آنها بنعمت خاصهء رحيميه كه معرفت و محبت و هدايت و حقانيت اوليائى كه حق را اول و آخر و ظاهر و باطن شهود نمودند ، مقام تمكين و استقامت بخش ؛ نه طريق كسانى كه در ظواهر متوقف شدند ؛ و محتجب در نعمت ظاهرى و تجلى رحمانى گرديدند ؛ و در پرده‌هاى لذت جسمانى از حقايق روحانى و نعمتهاى قلبى مانند يهود محروم شدند « 1 » . « وَ لَا الضَّالِّينَ » نه كسانى كه در بواطن و حجب نورانيه واقف گرديدند ، و از رحمت رحمانيه باحتجاب در رحمت رحيميه محروم گرديدند . از ظهور حق در ذرات وجود غافل ماندند . از طريق مستقيم منحرف شدند و از شهود جمال حق در كثرات و تجلى نور مطلق در حقايق ملك و ملكوت محروم گرديدند . چون دعوت نصارى ببواطن و اعراض از ظواهر است ، و جماعتى از اهل نظر از اسلاميين با آنها موافقت كرده‌اند ، دعوت اولياء محمديين « ع » به ظاهر و باطن هر دو مىباشد .

--> ( 1 ) . چون دعوت مبلغان شريعت يهود بظواهر و جنت اجسام و حور و غلمان است ، لذا حق به آنها غضب كرد ، زيرا غضب ، مستلزم طرد و بعد و وقوف در ظواهر و حجب ظلمانيه و طرد از رحمت خاصهء حق است . هم اكنون هم انغمار در ماديات خاصيت بارز يهود عنود است « خذلهم اللّه تعالى » .