سيد جلال الدين آشتيانى
702
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حقايق وجودى در قيامت كبرى ، مضمحل در حيطهء جمال و جلال حق مىشوند ؛ و همهء تعينات امكانى در حال فناء و حق در آن روز به صفت « قهار » تجلى مىكند . تجلى حق باسم قهار منشأ زوال تعينات مىگردد ، و همهء حقايق در وجود حقيقى مستهلك مىشوند . ملاك مالكيت او در روز جزا همين است . پس حمد باعتبار جميع مراتب اختصاص به او دارد ، و برگشت همهء حقايق به اوست ، وجود امكانى ، وجودى عاريتى و مجازى است كه از حق ظاهر و به حق منتهى مىشود . لذا بعد از آنكه حق را مستحق حمد واقعى دانست ؛ زيرا مبدا همهء كمالات اوست و حمد مخصوص محمود است ، بصفات و كمالات ، مبدا كمالات ظاهرى و باطنى ، عام و خاص اوست دو اسمى كه دلالت بر كمالات اولى و ثانوى مىنمايد ، بعد از جمله « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » ذكر نمود ، كه « الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » باشد ، و چون تعينات امكانى در آخرت بواسطهء تجلى حق باسم قهار محو در ظهور و تجلى ذاتى حقند ، فرمود : مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ؛ با آنكه مالك ملك و ملكوت است ، در جميع اوقات و ازمنه . اتم مراتب حمد ، حمد حق است ، ذات خود را در مقام احديت وجود ، و باعتبار ابراز و اظهار كمالات موجود در ذات را در مقام واحديت است . مرتبهء دوم حمد ، حمد حق است ذات خود را در مقام ظهور در ملابس و تعينات اسماء و صفات و مرتبهء حضرت علميه و مقام اعيان ثابته . بعد از اين مقام ، مرتبهء ظهور حق است به صورت عقل اول ، و ظهور در جميع مراتب تا عالم هيولى كلى . در جميع اين مراتب ، چون حق متجلى است ، حامد حقيقى خود اوست . « و هو الحامد و المحمود في البداية و النهاية و ما بينهما في مقام الجمع على السنة التفاصيل » . مجلاى ظهور و اظهار جميع مراتب حمد ، از واحديت و عالم ارواح و نفوس و برازخ ، حقيقت انسان كامل است . بواسطهء حمد حق در مقام احديت وجود ، و ظهور ذات از براى ذات و محمود و معبود كل ، حمد حق از مجلاى وجود او سريان در جميع مراتب مىنمايد . به اين اعتبار ، بعد از حمد در مقام احديت وجود ، يعنى حمد حق ذات خود را بظهور در ملابس اسماء بنحو كثرت در وحدت « كالشجرة في النواة » ، حمد انسان كامل مكمل محمدى است در جميع مراتب و