سيد جلال الدين آشتيانى
700
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
خصوصياتى نيز علاوه بر اصل وجود در مقام قوس صعود و نهايت وجودى ، در حقيقت انسان لحاظ شده است ، كه از اين جهت مظهر اسم رحيم است . به اين معنى در بعضى از روايات واردهء از اهل بيت عصمت « و ائمتنا المعصومين ارواحنا لهم الفداء » تصريح شده است . منشأ اعتبار اين اسم « رحيم » ، صورت انسان كامل جامع بين رحمت عامه و خاصهاى كه حكايت از مظهريت ذات وجود مطلق مىنمايد مىباشد . لذا صورت انسان كامل ختمى ، اسم اعظم و خليفهء تام و تمام حق است . لذا وارد شده است : « معرفتى بالنورانية معرفة اللّه » . خاتم ولايت اين خليفه ، نيز همين حكم را دارد ، و مظهر تام است ، و ميزان و معيار كامل حقايق اسلامى است . لذا بعلى عليه السلام « ميزان الاعمال » اطلاق شده است ؛ و جامع كمالات جميع انبياء است . لذا حضرت رسول او را به همين عنوان معرفى كرده است ، و خود را با او در مواطن اصلى وجود متحد دانسته است و گفته است : اگر كسى بخواهد كمالات مخصوص هر نبيى را ببيند ، « فلينظر الى على بن ابى طالب » . به لحاظ همين جامعيت پيغمبر گفته است : « اوتيت جوامع الكلم » . چون اختصاص به مظهريّت ذات حق دارد و ساير كمل از انبياء از تجليات اسمائى حقند . و نيز وارد شده است : « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » . سير در احوال آن حضرت در زمان حيات ظاهرى ، معرف اخلاق و ملكات تام و فوق التمام و محير العقول اوست . مقام و مرتبهء الوهيت محتجب در صورت رحمت انتشاريه و ساريهء در حقايق اكوان است ؛ چون رحمت وجودى حق همه را فرا گرفته است ، و ظهور اين رحمت در صورت حقيقى انسان است . لذا از امام محقق سابق جعفر بن محمد ( عليهما السلام ) مأثور است كه صور انسانيه بزرگترين حجت خدا است . و اين كتابى است كه حق بدست خود آن را نوشته است . اشاره به اينكه بين انسان كامل و حق در خلقت واسطهاى وجود ندارد . « و غير ذلك من الاخبار التى وردت عنهم « عليهم السلام » بلسان الاشارة » .