سيد جلال الدين آشتيانى

696

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

توهم نشود ، كه اسماء در مقام واحديت بحسب وجود خارجى حقايق ، زائد و عارض بر اصل وجود حقند : « الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ » و في التنزيل : « ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » . مسلك اهل توحيد در اين مسئله ، همان مختار محققان از حكما است كه گفته‌اند : « بسيط الحقيقة كل الاشياء » . عرفا از اين عبارت تعبير نموده‌اند : كه وجود باعتبار احديت جمعيه ، كل الاشياء است . وحدت الهيه ، همان وحدت احديت جمعيه است ، كه ابناء توحيد از آن به وحدت حقيقى تعبير نموده‌اند . « ان الذات الاحدية باحدية جمعها ، تجلى بالفيض الاقدس » . و از اين احديت جمع و بسيط الحقيقة كل الاشياء ، حضرت صادق ( ع ) به : انه تعالى شىء بحقيقة الشيئيّة . و مراد از شىء شيئيّت وجودى است . فيض اقدس ، همان خليفهء الهى است كه مبدا ظهور « ما كمن » في غيب الذات است ، كه روح خلافت حقيقت محمديه ، و رب و مبدا و اصل خلافت و ولايت و قطبيت در جميع عوالم وجودى است . بعد از تدبر تام در معانى آنچه كه در اين باب ذكر كرديم ، مىپردازيم بشرح كلمات مصنف علامه در اين فصل « فصل تاسع » : * * * علت اينكه حقيقت محمديه « ص » ، قطب الاقطاب است : آنست كه از براى اسماء الهيه صورت و ظاهر و رقيقه‌اى در حضرت علميه موجود است ، كه از تجلى حق بفيض اقدس ظاهر شده است . هر اسمى ، اعم از اسماء جماليه و جلاليه ، به همان بيانى كه ذكر شد ، داراى رقيقت و ظاهرى است ، كه در آن تجلى و ظهور نموده است . اين اسم با ظاهر و مظهر خود وجودا اتحاد دارند ، ولى اتحاد حقيقت و اصل با رقيقت و فرع ، از صورت و رقيقهء اسماء الهيه ، تعبير باعيان ثابته نموده‌اند . اسماء ، صورتى نيز در خارج دارند ، كه از صور خارجى تعبير بمظاهر خارجى اسماء نموده‌اند . و در لسان بعضى از اهل تحقيق ، از مظاهر خارجى ، به صورت و مظهر عين ثابت موجود در حضرت واحديت تعبير شده است . به اين معنى كه اعيان ثابته ، مظهر اسماء الهيه ، و اعيان خارجى مظهر عين ثابت موجود در مقام علم‌اند ؛