سيد جلال الدين آشتيانى

687

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اضافهء بحقايق خارجى دارد . متعلق اضافه بايد حقايقى باشد ، كه از تجلى اسماء وجود خارجى پيدا مىنمايند . ازآنجائىكه حق تعالى فاعل علمى است ، و بر طبق علم ، حقايق را وجود مىدهد ، بايد جهت ارتباط حقايق با اسماء حق متمايز باشد . بنا بر اين ، صورت تجلى حق و آنچه كه ظاهر وجود حق است ، بدون واسطه يا به واسطهء فيض اقدس ، اسماء الهيه است . احديت ، مقام بطون و اسماء ، مقام ظهور حق در حضرت علميه‌اند ، و اسماء ، بواسطهء آنكه ظهور ذاتى آنها است ، داراى صورت و مظهرند . صورت و مظهر اسماء ، اعيان ثابته‌اند باعتبار وجود علمى ، و اسماء ، متجلى در اعيانند بواسطهء صور علمى و اعيان ثابته . اسماء بوجه كثرت ، مرتبط به حق نيستند ؛ لذا اسم اللّه ، كه جهت وحدت و جامع اسماء است ؛ و به اين اعتبار عين فيض اقدس است ، جهت رابط بين حق و اسماء متكثره و صفات متعدده است . بين حق و بين اسماء متكثره ، حجاب نورى مقهور الذات و مندكة الانيت و الوجود ، موجود است ، كه باعتبار بطون ، عين غيب وجود و باعتبار ظهور ، فيض اقدس ، منزه و مبرا از شوائب كثراتست . پس اسماء در مقام ظهور علمى و كشف در حضرت واحديت ، محتاج بواسطهء و خليفهء غيب الهى احدى مىباشند ، كه مبدا كشف اسرار كنوز و جواهر اسماء حق گردند . منشأ فتح بركات و منشأ انشقاق عيون خيرات و تجلى فيوضات از معدن فيض و تجلى نورى حق از صبح ازل ، چنين حقيقتى است كه از آن ابناء تحقيق ، تعبير به خليفه الهى نموده‌اند ، و نبوّت و ولايت او ازلى است . اسم در اصطلاح طايفه ، حقيقت وجود را گويند باعتبار ملاحظهء آن با صفتى از صفات ، و تجلّي از تجليات انوار جمال يا جلال ، مثل عليم و قدير و سميع . فرق بين اسم و صفت ، اعتبارى است . اين اسماء ، رابط بين حق و خلقند . خلق صور اسماء ، بلكه صور اعيان موجود در علمند و صور علمى صورت اسماء حقّند . اسماء حق موجب و مقتضى مظهرند ، و حق از جلباب اسم در خلق تجلى مىكند ، مثل تجلى او باسم رحمان يا رحيم و رزّاق و قهّار و سميع و بصير ، و هكذا با ساير اسماء ، ظهور اسماء و تجلى صفات در اعيان متوقف است و تا در خارج ، موجود مستحق رحمت نباشد ، رحم و مرحومى محقق نگردد .