سيد جلال الدين آشتيانى

670

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

جميع اين اسفارى كه براى خاتم انبياء حاصل شده است ، و جميع مقاماتى را كه آن حضرت واجد بوده است ، در حقيقت كليهء خاتم ولايت مطلقهء محمديه « ص » يعنى على بن ابى طالب ( ع ) و اولاد طاهرين و معصومين او عليهم السلام و الصلاة موجود است . نظر به اينكه حقيقت كليهء نبويه باعتبار حقيقت ولايت حقه ، مقام جمع الجمع داراى جميع مراتب و محيط بجميع مظاهر است ، مجال از براى تشريع احدى باقى نگذاشته است . اين مقام از براى حقيقت محمديه « ص » ، بنحو اصالت و از براى خلفاء معصومين او بنحو تبعيت و وراثت ، ثابت است ، بلكه روحانيت ائمه و رسول اللّه ، بحسب باطن ولايت يكى است ؛ و تعدد آنها اعتبارى است : به اين معنى كه اگر قبل از پيغمبر ، على بن ابى طالب يا يكى از اولياء محمديين از ائمهء طاهرين ظهور پيدا مىنمود و تأخر زمانى نداشتند ، صاحب رسالت و ولايت مطلقهء محيط بر جميع حقايق بودند . لذا از حضرت ولايت‌مدار على بن ابى طالب وارد شده است : « كنت مع الانبياء سرا و مع محمد جهرا » ، و اليه أشار من قال ، و نعم ما قيل و على قائله الف التحية و السلام : تا صورت پيوند جهان بود على بود * تا نقش زمين بود و زمان بود على بود از لحمك لحمى بشنو تا كه بيابى * آن يار كه او نفس نبى بود على بود سر دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان * شمس الحق تبريز كه بنمود على بود هر لحظه به شكلى بت عيار در آمد * دل برد و نهان شد « الى ان قال » تا عاقبت آن شكل عرب‌وار بر آمد ما در طى شرح فصول بعد ، « فصل تاسع و فصل ثانى عشر » حقيقت ولايت مطلقهء ائمه اطهار و اقوال در اين مسئله را بيان خواهيم نمود . و لنصرف العنان الى شرح التنبيه الذى ذكره المصنف في التطابق بين النسختين : إحداهما ، نسخة التامة الانسانية ، و الاخرى ، نسخة العالم الكبير .