سيد جلال الدين آشتيانى

657

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بواسطهء واجد بودن مقام وساطت در فيض جميع مراتب وجودى را واجدند ، و معيت وجودى با جميع حقايق دارند ، و مراتب سماوات ارواح و اراضى اشباح ، مملو از ظهور وجودى و تجلى نورى ائمه عليهم السلام است . از حضرت صادق بنا بنقل كافى روايت شده است : « نحن صنايع اللّه و الناس بعد صنايع لنا » . ما در بيان خلافت و ولايت ائمه از اين قبيل روايات را نقل خواهيم نمود . مصنف در مقام بيان اين معنى ، كه قطب عالم وجود و حقيقت انسان كامل ، بايد در جميع مراتب وجودى سير نمايد ، و متجلى در جميع حقايق گردد ، گفته است : « و يؤيد ما ذكرناه قول امير المؤمنين . . . الخ » . و چون اعيان و مظاهر جميع مراتب وجودى به تبع ظهوره و تجلى انسان كامل ، در جميع مظاهر اسماء حسنى و صفات عليا ظهور پيدا مىنمايد ، و هر علتى تمام حقيقت معلول خود است ، با شىء زايد . حقيقت انسان به اين اعتبار با جميع حقايق وجود دارد ، و از حيطهء وجود او هيچ حقيقتى خارج نمىباشد ؛ همان‌طورىكه از حضرت ولى عصر نازل شده است : « فبهم ملأت سمائك و ارضك » . حقيقت انسان كامل محمدى « ص » و يا علوى عليه السلام ، اگر چه باعتبار وجود جمعى ، متجلى در جميع حقايقند ؛ ولى باعتبار وجود عنصرى كه آخر تنزلات وجودى بعد از سير مراتب مادى و طى منازل مثالى و عقلى ، به حكم رجوع هر فرعى باصل خود با حقيقت اصلى خود متحد مىشوند ؛ در مقام اتحاد و اتصال باصل خود ، جميع مراتب وجودى را مطويات به يمين خود مىبيند ، و از اين عالم فارغ مىگردد ، و باعتبار وجود جمعى خود خويش را سارى در جميع حقايق مىبيند و عوالم وجودى را مملو از وجود خود مشاهده مىنمايد . عوالم عقول و ارواح ، از عقل اول تا ساير عقول طولى و عرضى و نفوس ملكوتى و عوالم مثالى و مراتب مثال صعودى و نزولى و حقايق مادى و اجسام دنياوى را در تحت سيطره و قدرت خويش شهود مىنمايد . اولياى محمديين ، مثل على بن ابى طالب ، باعتبار فناء در احديت و عالم مفاتيح غيب مانند حقيقت محمديه تجلى در جميع مراتب وجود دارد . لذا از آن حضرت وارد شده است : « انا عندى مفاتيح الغيب لا يعلمها بعد رسول اللّه الا