سيد جلال الدين آشتيانى
651
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
صورت عقل اول است ، و عقل اول واسطهء در فيض ، نسبت به ساير موجودات است . پس كمالات موجودات را عقل اول بنحو اعلى و اتم واجد است ، و اين عقل اول چون ظهورى از ظهورات و حسنهاى از حسنات خاتم انبياء است ، حضرت فرموده است : « اول ما خلق اللّه نورى » ؛ زيرا عقول ، نور محضند و جهات ظلمانيه را فاقدند و حقيقت آنها باعتبار قرب به حق از كدورت امكانى هم معرّا است . در روايت ديگر است : « اول ما خلق اللّه العقل » . اين حقيقت بعد از آنكه به صورت عقل متجلى شده است ، از مجلاى عقل ، فيض حق را به ساير موجودات رسانيده است ، و هيچ موجودى از حيطه و سلطهء وجودى انسان كامل ختمى محمدى « ص » خارج نمىباشد . عقل اول ، اوّلين تعين مشيّت مطلقيهء فعليه است و مقام مشيت و وجود منبسط متجلى در ملائكهء مهيّمين و بعد متجلى در قلم اعلاست كه واسطهء ترقيم خطوط و نقوش وجوديه است . براى بحث تفصيلى اين باب رجوع شود به مقدمهء حقير بر تمهيد القواعد . * * * همانطورىكه قبلا بيان شد ، اول تعيّنى كه از وجود لا متعين جدا شد ، و منشأ ظهور كثرت علمى گرديد و اسماء و صفاتى كه ظهور در اعيان ثابته در مقام واحديت نمودند ، و از تجلى اسماء كه باطن اعيانند ، موجود شد ، اسم اعظم و اسم اللّه است . بيان نموديم ، كه اسماء و صفات باعتبار كثرات علمى ، صلاحيت از براى رابطيت بين وحدت صرف و مراتب كثرات ندارند ؛ حتى اسم اعظم هم به اين اعتبار كه استجماع آن نسبت به اسماء باشد ، مثل نسبت كل باجزاء مىباشد ، يعنى باعتبار ظهور در اسماء و صفات ، صالح از براى آنكه فيض وجود از حق بلا واسطه بگيرد نيست ، اما اعتبار اسم اعظم بملاحظهء اندكاك آن در هويت صرفه كه به اين اعتبار لا متعين است ، اسم اعظم همان فيض اقدس است كه معرا از شوائب كثرت و ظهور است . واسطهء بين حق و حضرت علميهء حقيقت قدسيهاى است كه اصل ظهورات و