سيد جلال الدين آشتيانى
636
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
برخى از مردم ، مغلوب قواى شيطانى واقع مىشوند و قلب آنها به كلى خالى از جنود عقل و ملائكه و عساكر حق مىگردد ، و حق را به كلى فراموش مىكنند و كار آنها « نعوذ باللّه من الشياطين » ، باستهزاء و تمسخر و تكذيب آيات حق منجر مىشود . « 1 » عدهاى از مردم ، بواسطهء بيدارى و صفاء فطرت و طينت ، بر شيطان و قواى ابليس و جنود او غلبه مىكنند ، و آئينهء قلب خود را براى ظهور جنود حق و تجلى ملائكه جلاء مىدهند ، و بواسطهء صفاء قلب ، حق تعالى باسماء لطفيه در قلب آنها تجلى مىكند ، و لوح نفس آنها از ارجاس جنود شيطان پاك مىگردد و به محبت حق مىپردازند . اين قسم از بندگان خداوند در عين سعادت و عافيت روحى منقسم به اقسامى مىشوند : عدهء قليلى از ناس چون مستكفى بالذاتند ، و روح آنها آلوده نگرديده است از ابتداى ظهور در عالم ماده صرفا توجه تام به حق دارند ، و دائما مجذوب جذبات حقند ، كه : « جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين » . اين جماعت اولوالعزم از رسل و ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين ، مىباشند كه داراى ملكه و مقام عصمت و طهارت روح ، و از ارجاس عالم طبيعت و قواى نفسانى و شيطانى مصونند . « 2 » * * *
--> ( 1 ) . اين قبيل از اشخاص در عين صحت و سلامت ، چشم و گوش دل آنها كور و كر است . « چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشمبندى خدا » وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ، وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ . ( 2 ) . كسانى هم كه بواسطهء رياضت نفس و متابعت از طريقت حقهء محمدى « ص » ، شيطان و جنود و عساكر او را راندهاند ، و بجاى شياطين ، حق در قلب آنها تجلى كرده است ، از هواجس شيطانى مصونند ؛ چون اشخاصى كه ملكهء اجتناب از معاصى و قوهء عصمت در نفوسشان مستقر شده است ، و حق را شهود مىنمايند ، ميل بشهوات و محرمات حق ندارند . همچنين اشخاصى كه مستكفى بالذاتند ، و اتصال آنها بعالم عقول و حضرت علم حق از قوه به فعليت رسيده است از ابتداى وجود و دخول در عالم ادراك و شعور از باطل معرض و به حق توجه تام دارند ، و قواى شهوى و حيوانى آنها