سيد جلال الدين آشتيانى

612

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

و رفيع سلوك است ، و منتهى بمقام رضا بمقدرات و آنچه كه بر وى واقع مىشود ، از زشت و زيبا و خوب و بد مىگردد . از لوازم رضاى به قضا و قدر ، شكر بر مجارى امور است . سالك در اين مقام ، آنچه از نعم بر او وارد مىشود ، داراى نفس شاكرى است ؛ و آنچه كه بلا و موجب ناراحتى سالك است از خداوند حيا مىكند ، كه غير آن را به او بدهد . به اين مقام اعتياد حاصل نموده و مأنوس مىشود ، تا بمقام صدق و صفا برسد ، و چون غنا و فقر نزد او يكسان است ، بمقام ايثار مىرسد . لازم اين مقام ، آنست كه با خلق خداوند در امور سازش مىكند و داراى صدر وسيعى مىگردد ، كه باعتبار وقوف بقضاء و قدر و علم به سر تقدير به مقتضاى قول امام صادق عليه السلام : « مردم اگر باسرار قدر و قضا عالم باشند ، هيچ‌كس كسى را ملامت نمىكند » ، و بمقام خلق با خلق نائل مىشود و آثار حكمت حق را در كافر و مؤمن شهود مىنمايد ، و لسان حال او بدين مقام مترنم مىگردد . پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد سالك و اصل به اين مقام ، با جميع مردم متواضع است ؛ و رأفت خاصى نسبت به همهء مردم پيدا مىكند ، و محبت نسبت بجميع مردم در خود شهود مىكند و بمقام فتوت مىرسد . و بواسطهء ازالهء صفات نفسانى و اتصاف بصفات ربانى ، صفاى قلب مخصوصى را در خود مىيابد ، و حالت انبساط روحى به او دست مىدهد ، با مردم خوشرفتار مىشود . در وجود او فظّت و غلاظت قلب وجود ندارد . بر مردم تفوق نمىگيرد . نتيجة مورد علاقهء مؤمن و كافر واقع مىشود . صفات نفسانى در وجود چنين شخصى پيدا نمىشود و منازل نفس را پشت سر مىگذارد . خود را مهيا و آماده از براى سير الى اللّه و نيل بمقام سرّ مىنمايد . نفسى كه قبل از ورود اين منازل مانع سير او بود ، به‌واسطه محو جهات خلقى و رذائل نفسانى ، معين و ياور او

--> « إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ » . روايات زيادى علاوه بر آيات قرآنى راجع بصبر از اهل عصمت رسيده است . كه داراى اسانيد عاليه مىباشند . مرحوم عارف محقق و محدث خبير و فيلسوف كبير در كتاب : « حقايق چاپ ط ، 1378 ، ص 138 ، 139 ، 140 ، 141 ، تا 150 » . روايات مربوط بصبر را نقل كرده است .