سيد جلال الدين آشتيانى

590

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بعد از وضوح اين مقدمه گفته مىشود : فرق بين الهام و وحى اين است كه در وحى بر پيغمبر ، فرشته‌اى كه منشأ افاضهء علوم و حقايق بعون اللّه تعالى مىشود ، و بوسيلهء افاضهء صور علمى ، منشأ شرح صدر و سعهء روح و قلب نبى مىگردد ، مشهود و معلوم نبى است ، و علم به‌واسطه دارد به حقيقت و رقيقت مفيد صورت علمى عالم است . ولى در الهام اين طور نيست ؛ ملهم فقط رقيقهء ملك را كه صورت مفاضه باشد ادراك مىنمايد . ظاهرا فرق بين اين دو مقام ، به شدت و ضعف و تماميت نورانيت و عدم تماميت نوريت مىباشد . فرق بين وحى و الهام ، بنا بر طريقهء محققان « عرفا » و تقرير مصنف علامه از چهار وجه است : اول : آنكه الهام ، گاهى بدون واسطهء موجودى از موجودات از ملك علام حصول مىپيوندد . به اين معنى كه از وجه خاص كه حق با اشياء دارد حاصل مىشود . ولى وحى از طريق ملائكه و شهود فرشتگان بر نفس نبوى « ص » افاضه مىشود ؛ به همين جهت ، احاديث قدسيه را وحى نمىدانند ، با آنكه باتفاق اهل معرفت احاديث قدسيه ، كلام حق است . دوم : وحى از اقسام مكاشفات شهودى متضمن كشف معنوى است ؛ چون گاهى ملك متمثل مىشود به صورتى از صور و معانى ، و حقايق را بر نبىّ « ع » عرضه مىدارد . ولى الهام كشف معنوى صرف است .

--> معروف است كه پيغمبر ، جبرئيل را به صورت اصلى خود بيش از دو مرتبه نديد ، يكى در ليلة المعراج در سدرة المنتهى ، و بار دوم در كوه حراء . جبرئيل در كوه حراء در مقام ظهور ، افق مشرق و مغرب را گرفت ، پيغمبر او را با ششصد بال ديد . « 600 يا 6000 بال كنايه از احاطه و جهات وجوبيه بين جبرئيل و خلايق است » . البته آشنايان بمعارف مىدانند ، كه ظهور جبرئيل در كوه حراء ، همان تمثل حقيقت عقلى اوست در چشم پيغمبر ، و يا حس مشترك آن حضرت مقام باطنى جبرئيل ، همان تجلى از تجليات حقيقت كليهء محمديه « ص » است باعتبار جنبه ولايت كليه . جبرئيل شعاعى از اشعهء تابناك حقيقت محمديه « ص » و حقيقت ولويه « ع » است . لذا از القاب شامخ جناب ولايت‌مدار على بن ابى طالب ، معلم جبرئيل است . احمد ار بگشايد آن پر جليل * تا أبد مدهوش گردد جبرئيل