سيد جلال الدين آشتيانى
554
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
كشف صورى داراى انواع متعدد است : برخى از انواع آن تعلق بامور دنياوى مىگيرد ، مثل اخبار از آمدن شخصى از سفر . برخى از اشخاص بواسطهء كناره گيرى از خلق و توجه به حق اين حالت را پيدا مىنمايند كه از آن به رهبانيت تعبير مىشود . اهل سلوك چون به دنيا و امور مربوط به آن اهميتى نمىدهند و وجههء نظر آنها امور اخروى و اطلاع بر حقايق غيبى است ، علاوه بر اين ، انغمار در اين امور ، آنها را منصرف از حقايق مربوط به آخرت نمىنمايد . به اين قبيل از مكاشفات اهميت نمىدهند ، چون غايت سير آنها فناء در حق و بقاء به اوست . عارف كاملى كه عالم به حق و مراتب وجود حق و شهود او در اقطار وجود و مراتب دنيا و آخرت است غير از حق چيزى را نمىبيند و دائما منغمر در حق است . جميع حقايق را از تجليات حق مىداند ، و نه حق و وحدت اطلاقى او عارف كامل را از خلق غافل مىنمايد ، و نه رؤيت خلق او را مانع از شهود حق مىشود ، بلكه حق را حق و خلق را خلق مىبيند ، با آنكه ظهور حقايق را از حق مىداند و توحيد سراسر وجود او را گرفته است و وجود ممكنات را وجود مجازى مىداند ، ظهور خلقى حق را انكار نمىنمايد و هر چيزى را بجاى خود شهود مىنمايد . كشف مربوط بامور دنيوى كشف حقيقى نيست و كسانى كه همّ خود را مصروف اين قبيل از مكاشفات مىنمايند و تجاوز از اين مرتبه نمىنمايند ، از جمله منغمران در دنيا و معرضان از آخرت و حق محسوب مىشوند و مكاشفات خود را سبب نيل بمناصب دنيوى قرار مىدهند . اگر مكاشفه مربوط بامور حقيقى اخروى و حالات حقايق روحانى و كيفيت تجلى عوالم غيبى و در بر داشتن حقايق و معارف مربوط بعالم ارواح باشد ، مطلوب و معتبر است . اين قبيل از مكاشفات اگر چه در عالم صورت و برزخ صورت مىگيرد ، ولى بنحو ندرت مجرد از حقايق و معانى غيبى است ، بلكه بطور اكثر متضمن مكاشفات معنوى است ، و از حيث اينكه اين مكاشفات جامع بين معنى و صورت است ، بيشتر از مكاشفات مجرد از صورت موجب يقين است و يا بيشتر از مكاشفات منغمر در صورت يقينآور است . مكاشفاتى كه توأم با صورت و معنى است ، داراى انواعى مىباشد .