سيد جلال الدين آشتيانى

547

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

از آن به تنسم به نفحات الهى تعبير شده است و رسول اللّه به آن در حديث معروف اشاره نموده است : « ان لله في ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها » . « 1 » و در حق

--> ( 1 ) . پيغمبر بلسان ارشاد و تعريف ، اين كلام را بر اصحاب القاء كرده است . اين روايت بعبارات متعدد نازل شده است : « ان لربكم في ايام دهركم نفحات من رحمته ألا فتعرضوا لها » . تعرض انواع مختلف دارد ، يك قسم از تعرض عارى از تعمل و كسب است ، و قسمى از آن ممزوج با تعمل است ، عارى از تعمل ، تعرض باستعداد ذاتى غير مجعول است و ممزوج و مقترن با امرى نمىباشد . اين اول مرتبهء تعرض و اعلاى اقسام آن است . قريب به همين قسم از تعرض ، تعرض بصفاء روحانيت است و سعهء دائره و فلك آن دائرهء عقول طولى و عرضى و ارواح مكرمه است كه داراى مراتب و درجات مختلف مىباشند ، چون عقول و ارواح باعتبار شدت وجودى و قوت ذات اختلاف دارند . اعلى از جميع عقول عقل اول است ، و هكذا ساير عقول باعتبار مرتبه و دنو مرتبه ، حال ذاتى غالب بر عقل حال تعرض است « فهذان خاليان عن التعمل » . فرق بين اين دو آنست كه قسم دوم مكتسب از حصهء وجودى است كه باستعداد كلى از حق قبول نموده است و ثمرهء وجودى حاصل از براى روح است و قسم اول ملازم با فقر است ، فقر مطلق و فقر مقيد . اهل درجهء اولى ، كسانى كه متعرض حقند به صفت محبت خالص غير مشوب كه علم آنها يا اخبار يكى از آنها دخلى بتعرض ندارد ، بلكه علت حب را نمىدانند . اين تعرضى است كه منشأ آن مناسبت اصلى ذاتى است كه تعملى در آن وجود ندارد و مطلوب آنها تعين ندارد . اما فقر مقيد يك قسم از آن تعرض به محبت امور معين است . « جمعا او فرادى » ، مثل علم به فقر يا شهود آن و قرب به آن « فقر » . اين اول درجات فقر مقيد است ، مثل همين تعرض است تعرض به محبت نه باعتبار منشائيت حق نسبت به آن ، بلكه به علت مطالب ديگر ، مثل ظفر يافتن باسباب سعادت . اين قسم داراى يك اصل واحد است با آنكه جزئيات مفصله‌يى دارد ، حكم واحد عبارت است از جلب منفعت و دفع مضار و انواع مرغبات و مرهبات . متعلق آن طلب استكمالى است كه متوقف بر تحصيل مطلب يا مطالبى است . قسمى كه منشأ آن محبت نيست ، تعرض بصور وسائل از قبيل اعمال و توجهات و صور ادعيه و امثال آن . از براى تعرض مرتبهء كليه غير از آنچه كه بيان شد وجود ندارد . همان‌طورىكه ذكر شد ، اهل درجهء اولى متعرض نفحهء حقند به صفت محبت خالص مطلق ، غير از حق چيزى را نمىخواهند و نمىخوانند ، « كما هو المشاهد في الادعية المأثورة عن اهل بيت العصمة و الطهارة : الهى بك هامت القلوب الوالهة و على معرفتك جمعت العقول المتباينة » . جهت بحث تفصيلى اين مطلب و بيان اقسام نفحات رجوع شود به كتاب نفحات تأليف صدر الدين قونيوى « چاپ سنگى ، طهران 1316 ه ق . ص 3 ، 4 ، 5 ، 6 » . صدر الدين ، مراتب نفحه و فروع آن را در ضمن 51 نفحه كه مشتمل بر اصول و فروع مبسوط و كامل است بيان كرده است ، و ايضا رجوع شود به مصباح الأنس حمزه فنارى ، شرح بر مفتاح قونيوى « چاپ طهران 1322 ه ق . ص 108 ، 109 » . و لعمرى ان فيهما ما يشفى العليل و يروى الغليل و للّه در مصنفهما و اعلى اللّه قدرهما في النشأتين