سيد جلال الدين آشتيانى

537

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

نفس ايجاد مىنمايد ، يا آنكه توجه خود را از يك ذراع سلب ننموده ، و دو نيم‌ذراع كه مجموعش يك ذراع شود ايجاد مىنمايد . محقق لاهيجى باز در گوهر مراد ، « كه كتابى برزخ بين حكمت نظرى مشايى و علم كلام است » ، گفته است : « بدن مثالى خالى از اين نيست كه قديم است يا حادث ، و بر تقدير قدم مانعى دارد يا نه . هر دو شق به‌غايت مشكل ، بلكه باطل است . و بر تقدير حدوث يا مستعد فيضان نفس است يا نه ، اگر هست ، تعلق نفس متعلقه به او محالست ، چنان كه در ابطال تناسخ دانسته شد ، و اگر نيست ، تعلق نفس منتقله به او بدون استعداد متصور نتواند شد » . « 1 » جواب آنكه موجود مثالى در دو قسم است ، مثال منفصل و مثال متصل . مثال منفصل ، عبارت است از فرد مثالى هر نوعى از انواع محققه . چنين وجودى مسبوق به ماده جسمانى نيست و قديم است و وجودش وجود ادراكى و علمى است ، چون چنين وجودى امكان ذاتى دارد و صرف امكان ذاتى كافى از براى فيضان وجود از علت است و احتياج به ماده ندارد . اگر از براى طبيعتى سه فرد ممكن باشد ، فرد مجرد عقلانى و موجود مثالى و موجود مادى ، از وجود فرد مادى به قاعده ، امكان

--> ( 1 ) . مخفى نماند كه لاهيجى در بين متأخران بعد از ميرداماد كه از راسخان در حكمت نظرى ، و از محقق‌ترين حكماى اتباع مشائيهء اسلام است . حواشى او بر حواشى خفرى و شوارق او بر شرح تجريد حاكى از تضلع او در حكمت است . از حكمت ذوقى و اشراق بهرهء كامل داشته و كتب شيخ اشراق را تدريس مىكرده است . شايد به خاطر خوف از معاصران خود و مهاجمين بر ملا صدرا ، طريقهء تقيه را پيش گرفته است . با آنكه از متصلبان در اصالت ماهيت بشمار مىرود ، در جلد دوم شوارق در علم بارى ، برهان قوى بر اصالت و وحدت حقيقت وجود اقامه نموده و متعهد شده است كه رساله‌يى در اصالت وجود تأليف نمايد ، لذا استاد اينجانب حكيم محقق و نحرير كامل ، صدر الحكماء و المتألهين و افضل المتأخرين ، سيد الفقهاء و المجتهدين ، مدرس نامدار عصر ما در علوم عقليه آقا ميرزا ابو الحسن قزوينى « ادام اللّه علوه و مجده و اضاء في سماء العلم و المعرفة بدره » ، مكرر مىفرمودند : از روى قرائن بر من ثابت شده است كه ملا عبد الرزاق لاهيجى كمال عقيدت را به طريقهء استاد داشته است ، از روى تقيه بتحقيق در مطالب كلامى و حكمت بحثى پرداخته و متعرض طريقه استاد خود « ملا صدرا » نشده است در مواردى به طريقهء استاد خود اشاره كرده است ، از جمله در شوارق مبحث علم بارى .