سيد جلال الدين آشتيانى

514

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

وجود به جذبهء ربوبى از هيولى شروع نموده بعد از طى مراتب نباتى و قطع منازل و مراحل حيوانى بمقام خيال و برزخ مىرسد ، و برزخ راه و طريق سفر به عالم عقل و فناء فى اللّه است . نفس بعد از استيفاى مراتب نباتى و حيوانى و رسيدن بمقام خيال بالفعل ، بواسطهء اعمالى كه ناشى از نيّات است از او سر مىزند ، قهرا صورى برزخى در باطن وجودش حاصل مىشود ، و هر عملى مبدا حصول هيئتى در روح مىگردد . اين صور و ملكات در ساير قواى غيبى نيز حصول پيدا مىنمايند . صور خيالى مانند عقلى بحسب وجود عين وجود نفس است . ما در جاى خود براهين متعدد بر اتحاد عقل و معقول و عاقل و خيال و متخيل و قوهء متخيله ، اقامه نموديم . نفس در قوس صعود با عالم برزخ مطلق رابطه دارد و از جهتى متحد با آن عالم است ، و روزنه‌يى از نفس بعالم وسيع و فسيح برزخ باز است ، چون نفس در مقام صعود هيئاتى از مزاولهء با خارج كسب نموده است و به آن صورتها متصور است . قوس ديگر ، دايرهء وجود را تشكيل مىدهد . و همچنين مقام عقل انسان هم در مقام قوس صعود كه از عقول لا حقه بشمار مىرود ، غير از عقل در قوس نزول است ، لذا جنت و بهشت عقلى و مثالى و برزخى كه پدر ما آدم ابو البشر از آن خارج شد و هبوط نمود ، غير از بهشتى است كه مردم در مقام قيام قيامت و رجوع حقايق باصل خود به آن عالم مىروند . و اين تعبير : برزخى كه ارواح در آن بعد از مفارقت عالم دنيا هستند غير از برزخ نزولى است ، خالى از مسامحه نيست ؛ چون برزخ صعودى عين وجود ارواح متصاعده است ، كما اينكه برزخ نزولى نيز عين وجود حقايق برزخى است . علت آنكه برزخ صعودى غير برزخ نزولى است ، آنست كه مراتب تنزلات وجود و معارج آن دورى است و صعود عين نزول نيست ، چون اين امر مستلزم تحصيل حاصل و تكرار در تجلى است ، بلكه صعود بر طبق نزول است . مرتبهء برزخ قبل از دنيا از لوازم و مظاهر اسم اول ، و برزخ بعد از دنيا محكوم به حكم اسم اخر است . و صور برزخى در قوس صعود كه از راه كسب ملكات بعالم آخرت رجوع مىنمايد و به آن صور بهشتى يا دوزخى است ، ثمرهء صور اعمال و نتيجهء افعال است و چون