سيد جلال الدين آشتيانى
51
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
است ، بلكه به نظر تحقيق ، علم كامل ، بارتفاع وجود مجازى و امكانى عالم و اتحاد با معلوم حقيقى حاصل مىشود . وجود واسطه در بين ، حجاب و صورت علميه « حجاب اللّه الاكبر » است . علم تام از براى سالك ، بعد از فناء وجود مجازى در حق اول و بقاى به آن حقيقت بىهمال حاصل مىشود . و حضرات انبياء خصوصا حضرت ختمى مرتبت از اين طريق بحقايق ، علم پيدا نموده است . « 1 » ما طبيبانيم و شاگردان حق * بحر قلزم ديد ما را « فانفلق » آن طبيبان طبيعت ديگرند * كه بدل از راه نبضى بنگرند ما بدل بىواسطه خوش بنگريم * كز فراست ما به عالىمنظريم بنا بر آنچه كه ذكر شد ، طريقهء دوم كه طريقهء اخص باشد ، بر طريقه خواص كه اهل نظرند ، مقدم است . كما اينكه طريقهء اهل نظر از طريقهء متكلمين بالاتر است ، چون متكلمان برهان را به چيزى نمىشمارند و در عقايد بظواهر عمل مىنمايند . لذا طريقهء آنها با قطع نظر از آنكه طريقهء جدل در اصول عقايد است و در شرع انور نهى شده است ، مفيد قطع نيست . طريقهء اهل كشف ، از آن جهت بهترين طرق است كه اصل بواطن اشياء را بىواسطهء صورت علمى شهود مىنمايند ، و از اهل يقين بشمار مىروند : « كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » . به همين طريقه سرور اولياء خاتم ولايت محمديه على « عليه السلام » ، اشاره
--> ( 1 ) . از خواجهء عالم وارد شده است : « انى لست كاحدكم ، ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى » . حقيت محمديه « ص » به اعتبارى جميع حقايق را از وجه خاص و جهت يلى الحقى شهود مىنموده است . اين علم باعتبار جهت اتصال به حق ، عارى از شوب كثرت و مبرّا از جهات كثرت و خلقى است . قوهء فكريه چون از اوصاف و خواص و تعينات روح است ، آنچه را كه ادراك مىكند صافى و خالص نمىباشد . علت و سبب خطا در افكار ، ظهور حقايق است به نعت و وصف كثرت و شوب دوئيت . يكى از علل ؛ بلكه علت اساسى عدم خطاء و نسيان در علوم لدنيه ، همين است لذا قيل : « العلم حجاب اللّه الاكبر » .