سيد جلال الدين آشتيانى

505

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

غيب وجود نفس منكشف گردد و آن را حكايت نمايد و بر زبان جارى نمايد ، و چه بسا خود قائل به حقيقت آن پى نبرد و غافل باشد . اين امر در بعضى از مجانين و مصروعين و كهنه نيز بظهور پيوسته است . قسم اول نوعى از كمال و اين قسم نوعى از نقص است . اما سر اينكه بعضى از افراد انسان در حالت بيدارى امورى را كه وجود خارجى ندارند ادراك مىنمايند ، آنست كه نفس گاهى حقايقى را در غيب عالم ادراك مىنمايد و چون ادراك قوى است مدرك غيبى در حفظ باقى مىماند ، گاهى ادراك در مقام قبول ضعيف است و متخيله بر آن مستولى مىشود و حس مشترك صورت را ثبت خواهد نمود و صورت در حس مشترك منطبع مىشود و به قوهء ابصار نيز سرايت مىنمايد ، ولى بمذاق تحقيق محسوس بالذات و معلوم در صقع نفس صورت خارجى نمىباشد ، بلكه محسوس صورت موجود در حس مشترك است ، چه صورت از خارج موجود در حس مشترك گردد و يا از قوهء عاقله به خيال و از خيال بحس مشترك وارد شود و حصول صورت در حس مشترك اعم از داخل و خارج يك نوع ابصار است اگر چه چشم بسته باشد و يا در محيط تاريكى بسر برد . از همين قبيل است آنچه را كه مريض از صور مشاهده مىنمايد و همچنين خائف در مقام اشتداد خوف و ضعف نفس صورى را در حس مشترك خود شهود مىنمايد ، لذا اشخاص ضعيف النفس و خائف صور موحشه‌يى را مىبينند و تعبير به جن و غول و چيزهاى ديگر مىنمايند : « هذه طريقة المشائين و هذا كله غير ما يرى من الصور الموجودة في عالم الآخرة ، كما حققناه في التعليقة السابقة من احوال المعاد الجسمانى و حققتها تفصيلا في رسالة مستقلة في كتاب سميته به : « شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا ، چاپ مشهد مسئلة المعاد الجسمانى على طريقة صدر المحققين « قده » . مطالب و تحقيقاتى كه دانشمندان از علماى غرب و فلاسفهء جديد در پيرامون خواب و رؤياى مختلف بيان كرده‌اند كه بحسب ظاهر مخالف تحقيقاتى است كه ذكر شد ، منافات با اصل مقصود و اتصال نفس با عالم عقول و عوالم برزخى و مثالى ندارد و آنچه كه در اين باب علماى مغرب زمين ذكر كرده‌اند ، مربوط