سيد جلال الدين آشتيانى
493
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بالوپر او ملائكهء نامعدودى خلق مىشود . جناحهاى متعدد اشاره است بدارا بودن او جهات متعدد را براى ظهور و تجلى در غير و نيز اشاره بخطوط شعاعيهيى است كه بين او و حقايق نازلهء از جبرئيل وجود دارد ، همانطورىكه از نور ظاهرى خطوط شعاعيهء متعدد جدا مىشود و منشأ انتشار نور مىشود از نور واقعى و حقيقى نيز خطوطى معنوى متصل باشياء است . دخول جبرئيل در آب حيات ، همان انغمار وجود خارجى اوست در حيات وجود و بحر وحدت و خروج او از آب حيات اشاره است برجوع او بكثرات و مبدئيت او از براى تجلى و ظهور در حقايق ، چون بمذاق تحقيق جبرئيل عقل اول است و از اين جهت واسطهء در فيض و اظهار ما فى الغيب مىباشد . قطرات ماء عبارت است از حيثيات موجودهء از حقايق كه در وجود جبرئيل قبل از ظهور خارجى حقايق وجود دارد كه از آن تعبير بوجوب سابق بر وجود علت نمودهاند ، چه هر معلولى قبل از وجود خارجى در وجود علت و بوجود جمعى علت موجود است و منشأ وجود خارجى معلول مىباشد . خلق اشياء از قطرات اشاره است بتنزل همان حيثيات موجود در علت بوجوب و وجود سابق بر وجود معلول . عالم برزخ ، مشتمل است بر عرش و كرسى و سماوات سبع و ارضين و آنچه اين حقايق در بر دارند ، و عالم برزخ مشتمل است بر عوالم متعدد ، و از همين نكته هوشمندان صومعه ملكوتى بر كيفيت معراج پيغمبر و شهود آن حضرت انبياء عظام را در سماوات سبع پى مىبرند . وجود انبياء عظام در عوالم جسمانى مثالى همان ظهور آنها است در اين عوالم و در برداشتن عالم برزخ جميع حقايق را از جمله انبياء عليهم السلام ، در حالتى كه انبياء بحسب سير صعودى و نزولى جميع عوالم وجودى را پيمودهاند و ظهور آنها بوجود برزخى چه در صعود و چه در نزول مرتبهيى از مراتب وجود آنها است . سير استكمالى انبياء تا مقام عقول و مقام قاب قوسين و سير حضرت ختمى و اولياء محمديين تا مقام او ادنى است . « سير عارف در دمى تا تخت شاه » ، ولى ازآنجائىكه عالم برزخ در قوس نزول مظهر تفصيلى عالم ارواح است و در قوس صعود مظهر اتصال نفوس ناطقه و برازخ متصله است ، لذا همهء حقايق را واجد است .