سيد جلال الدين آشتيانى
47
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حالتى كه اين كلام تمام نيست و علم حاصل از طريق مكاشفه ممتنع الحصول نيست و طايفهيى اين طريق را دنبال كردند و به مقاماتى رسيدند و شارع مقدس اسلام همهء طالبان حقيقت و مستعدان از امت خود را امر به تصفيهء باطن و به احديت وجود دعوت نموده است . « 1 » بهترين شاهد بر اين معنى و بالاترين دليل بر اين مدعى معارف و حقايقى است كه در كتب عرفا موجود است و در دسترس همه قرار گرفته است . انصافا مسائل مربوط بمعارف الهيه كه در كتب عرفاى اسلامى موجود است ، بمراتب نفيستر از مسائل موجود در كتب اهل نظر است . به همين جهت تصوف در افكار و انظار دانشمندان اسلامى به ويژه در افكار فلاسفه تأثير عجيبى نموده است و محققان از اهل نظر از افكار اهل مكاشفه متأثر شدهاند . شيخ الرئيس ؛ رئيس حكماى مشاء ، در اواخر دوران خود به اين مسلك نزديك شد . مقامات عارفين اشارات گواه صادق ما است « 2 » . مطلبى را كه نمىتوان انكار نمود ، اين است كه پيمودن طريق تصفيه ، كار مشكلى است و تصفيهء قلب از كدورات عالم اجسام براى انسانى كه وليدهء طبيعت است آسان نيست . خرق استار و حجب امكانى و عبور از منازل طبيعت و
--> ( 1 ) . نبايد توهم شود كه مراد عرفا از اعراض از دنيا ، باطل دانستن آيات باهرات موجود در عالم اجسام است ، بلكه مراد آنست كه مشاهده آيات آفاق و انفس بايد عارف را متوجه خزائن غيبى حقايق كه در عالم اعلى موجود است ، بنمايد . اهمال حقايق موجود در عالم طبع و طبيعت و اعراض از مظاهر ناسوتى حق در كتاب و سنت ممنوع است و شارع معتدل اسلام « عليه السلام » ، جامع بين جهات كثرت و وحدت است . شهود حق در كثرات وجودى و مشاهدهء آيات آفاقى و انفسى بهترين راهنماى سالك به احديت وجود است . ( 2 ) . شيخ الرئيس با همهء تسلطى كه بفلسفهء نظرى داشت انقلاب حالى پيدا كرد و متمايل به طريقهء اهل كشف گرديد ولى انغمار در تصوف و عرفان از براى او كارى مشكل و قريب بمحال بود شايد در اواسط اشتغالات علمى خود متوجه شده بوده است كه نيل بحقايق جز از طريق كشف و شهود امكان ندارد . به اين معنى از خلف حجاب قوهء نظريه يا بطريق ذوق پى برده و در موارد متعددى گفته است : « ليس في قدرة البشر الوقوف على حقايق الاشياء بل غاية الانسان ان يدرك خواص الاشياء و لوازمها . . . » و هو « ره » ادرك هذا السر بصحة الفطرة و صفاء الروح .