سيد جلال الدين آشتيانى

467

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

نكاح در چهار مقام و مرتبه واقع مىشود به اين معنى كه مراتب كلى نكاح منحصر در چهار مرتبه است و مرتبهء پنجم نكاح اختصاص به انسان دارد و آن يك نوع نكاحى است داخل در جزئيات نكاح و جزئيات نكاح تناهى ندارد . بحث ما در اصول كلى تناكح است . حق تعالى عوالم و موجودات را به يكديگر مرتبط ساخته است و در جميع موجودات صفت تأثير و تأثر قرار داده است . هيچ موجودى متصف بتأثير نيست مگر آنكه بتأثّر نيز اتصاف دارد مگر حق تعالى كه در مقام و مرتبهء عز وجود و مقام غنا از عوالم ، متصف بتأثر نمىباشد . دائما او پادشاه مطلق است * در كمال عزّ خود مستغرق است * * * نكاح اول : عبارت است از اجتماع اسماء اوليه كه از آنها بمفاتيح غيب تعبير نموده‌اند منشأ اين نكاح ، توجه ارادى ذاتى الهى است ؛ چون اول تعين ذات حضور ذات نسبت بذات و شهود ذات و علم ذات به ذاتست . در اين مرتبه ، ذات بكمالات ذاتيه تعين پيدا مىنمايد . به اين معنى كه حق در اين مقام وجود و نور و حضور و شهود است . اين مرتبه را مقام احديت مىنامند . همين حضور و ظهور و شهود و نور بودن ذات ، منشأ تعين واحديت است ، و اين اسماء سبب بروز و تحصل اسماء كليه و مفاتيح غيب ثانوى و ائمه سبعه « علم ، اراده ، حيات ، قدرت ، كلام ، سمع و بصر » مىباشند ، و از آنها تعبير بمفاتيح غيب نموده‌اند . نتيجهء اين نكاح مطلق صورت وجودى است . مقام واحديت كه مقام ظهور وجود بجميع اسماء و صفات و اعيان ثابته است ، اولين نتيجه‌يى است كه از تناكح بين اسماء غيبيه و مفاتيح غيب اولى حاصل شده است . نكاح دوم : تناكح و امتزاجى است كه از اجتماع حقايق اسمائى و اعيان ثابته حاصل مىگردد . در مباحث قبلى كيفيت تجلى حق را در اعيان ثابته از براى ظهور و تعين وجود در خارج بيان كرديم ، چون در تناكح طلب شرط است ، اسماء الهيه طالب ظهور و حقايق اعيان ثابته نيز طالب مظهر و متجلى مىباشند . از نتيجه