سيد جلال الدين آشتيانى

458

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

منبسط بوديم يك گوهر همه * بىسر و بىپا بديم آن سر همه چون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايه‌هاى كنگره كنگره ويران كنيد از منجنيق * تا رود فرق از ميان اين فريق مرتبهء سوّم از كتب الهى ، مقام فيض مقدس است كه حق بتجلى ايجادى و رحمت امتنانيه و كلمه كن وجودى و مشيت ساريه و رحمت واسعه و حق مخلوق به ، در اين موطن تجلى نموده است . غايت اين تجلى ، اظهار مكنونات غيب هويت و ايجاد و ابراز مختفيات در مكمن علم و كنز مخفى است . حق در اين موطن بصور اسماء و صفات بظهور عينى و خارجى ظهور نموده است . تجلى حاصل از اين وجود ، ظهور نقوش علمى و حروف عاليات و ارقام الهى مسطور در مرتبهء احديت و واحديت است . از تجلى حق باسم رحمن ، صفحات آفاق و انفس و دو قوس صعود و نزول و آنچه كه قابليت از براى تلبس بوجود عينى داشته است ، موجود مىگردد . منشأ ظهور حقايق خارجى تناكح چهارگانه‌يى است : « روحانى ، طبيعى ، ملكوتى ، عنصرى سفلى و جمعى احدى » كه موجود مىشود . پرتو حسن او چو پيدا شد * عالم اندر نفس هويدا شد وام كرد از جمال او نظرى * حسن رويش بديد و پيدا شد اين كتاب كه در مقام ذات كتاب جمعى الهى است ، باعتبار ظهور در اعيان چون تمام حقايق را در بر دارد ، علت ظهور جميع اعيان بلكه عين جميع حقايق است . « لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها » . از اين كتاب جمعى به كلمهء كن وجودى و اول كلمه‌اى كه « شق اسماء الممكنات » تعبير نموده‌اند . « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » . تعالى اللّه قديمى كه به يك‌دم * كند آغاز و انجام دو عالم جهان خلق و امر اينجا يكى شد * يكى بسيار و بسيار اندكى شد عقول طولى و عرضى و نفوس كلى و جزئى و عوالم برزخى و حقايق موجود در