سيد جلال الدين آشتيانى

455

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

انسان باعتبار روح و عقل كه از لطائف سبعهء انسانى و از مراتب وجودى انسان كامل است ، كتابى عقلى است كه ام‌ّالكتاب نام دارد ، چون جميع كتب الهى در اين كتاب تكوينى بوجود عقلى و جمعى و قرآنى موجودند ، چون مقام عقل ، مقام كليات و ديار مرسلات و حقايق كليه مطلقه است . عقل مدرك كليات و صور مجرده است . انسان نيز باعتبار قلب خود كه يكى از لطائف سبعهء انسانيه است ، كتاب لوح محفوظ است و باعتبار وجود نفسى كه تعلق تدبيرى به بدن دارد و باعتبار وجود نازل ، عين بدن است ، كتاب محو و اثبات است ، چون مقام نازل نفس ، مقام اتحاد با بدن و محكوم به حكم بدن بودن است . لذا نفس بما هى نفس ، متحرك به حركت جوهريه است و بعد از استكمالات از مقام نفسيّت ترفع پيدا مىنمايد و بمقام روح و عقل و قلب و سرّ خفى و اخفى مىرسد . اين مراتبى كه بحسب سعهء رتبهء انسانى براى انسان ثابت است ، و از كتب الهيه و مراتب ربوبيه بشمار مىرود ، صحف و كتب مكرمهء مطهره‌يى است كه متجردان از جلباب بشرى و طاهرين از حجت ظلمانى ، آن مراتب و حقايق را مسّ و معانى آن را ادراك مىنمايند . آنچه كه ذكر شد ، مربوط باصول كتب الهيه بود . اما فروع آن كتب ، جميع افراد موجودات از افراد عقول و افراد نفوس و قواى روحانيه و جسمانيه و غير اين‌ها از موجودات مىباشد در اين كتب ، احكام كلى و جزئى ، موجودات در مرتبه‌يى بنحو كلى و در مرتبه‌يى بنحو جزئى و در موطنى بنحو جمع الجمع و در مقامى بنحو تفصيل و فرق منقوش است . چو قاف قدرتش دم از رقم زد * هزاران نقش بر لوح عدم زد * * * بنا بر مذاق تحقيق ، موضوع له كتاب « ما ينتقش فيه الشىء » است ، چه كاغذ و الواح ظاهرى باشد ، و چه الواح و صحايف معنوى باشد . جميع حقايق از صحايف اذهان عاليه و سافله و يا مجالى اكوان وجوديه و اعيان خارجيه مجردات امرى ، و مكنونات خلقى كتب تكوينى حقند .