سيد جلال الدين آشتيانى
45
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
شريعت مقدسهء اسلام ، منشاء تحولات عجيبى در عالم علم و معرفت گرديد . حقايق موجود در كتاب و سنت ، منشأ بحث و كنجكاوى در مسائل مختلف گرديد . حضرت ختمى مرتبت كه از عالمى فوق عالم محسوسات و از جهانى محيط بر عالم اجسام ، بلكه از مقامى بالاتر از عوالم ملكوتى كه مقام الوهيت باشد ، عالم را مشاهده مىنمود ، بعد از شهود جميع حقايق در حضرت علميه و مقام واحديت ، با شريعت و كتاب و سنن و آدابى جامع و وسيع از جانب حق مأمور ارشاد خلايق گرديد ، و در اين عالم ، تجلى و ظهور نمود . علم تصوف و عرفان ، يكى از شعب معارف اسلامى است ، كه از كتاب مجيد و سنت حضرت ختمى مرتبت و اخبار واصلهء از اهل عصمت و طهارت گرفته شده است . علم سلوك مبتنى بر مجاهدات و رياضت و صفاى قلب است . لذا اهل سلوك به پيروى از انبياء و اولياء ، شرط اساسى مكاشفه و اطلاع از حقايق ماوراء نشئه حس و محسوس را تجريد مىدانند . هر چه تجريد تمامتر باشد و هر چه قلب سالك از كدورت نفسانى پاكتر باشد ، تابش انوار ملكوت صافىتر خواهد بود . علوم انبياء و اولياء ازآنجهت خالص از اشتباه و سهو و نسيان است كه محل علوم آنها منزه از تبعات و لوازم عالم طبع و نشئات نفسانى است . به همين جهت در قرآن كريم تقوى را شرط تعليم الهى مىداند : « اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ » ، تخليهء نفس از رذائل و تحليهء آن بفضائل و مكارم اخلاق و تحقق باخلاق حق « تخلقوا باخلاق اللّه » ، علت فناء سالك در حق مىشود و سالك در مقام فناء در توحيد و
--> حكما يا مطرح نشده است و يا بسيار ساده و عاميانه از آن بحث شده است . محيى الدين در فتوحات مكيه بشرح و بسط اين قسم از مسائل پرداخته است . صدر المتالهين در بين حكماى اسلامى ، شايد اولين حكم محققى باشد كه به اين مسائل توجه كرده است و مطالب زيادى را از عرفا در كتاب نفيس اسفار نقل و تحقيق كرده است و آن مسائل را با موازين علمى وفق داده است . مسئله وحدت وجود كه اساس و پايهء جميع تحقيقات در مسائل مربوط به مبدأ و معاد است ، يكى از مسائل نفيس عرفانى است كه ملا صدرا آن را بنحو كامل تحقيق كرده است و حل بسيارى از مشكلات را بر آن متوقف دانسته است .