سيد جلال الدين آشتيانى
441
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
تميز بر مىگردد بظهورات حق در مظاهر ، در برخى تمامتر و در پارهاى از اشيا ظهورات كمالى كمتر است . موجودات مادى چون محكوم به حكم قوه و استعدادند و داراى كمالات ثانوى و زائد بر ذات نيز مىباشند ، اگر آنها را با يكديگر مقايسه نمائيم ، تمايز آنها در اصل ذات به شدت و ضعف نيست ، چون حكم تميز بين مراتب وجودى در سلسلهء طوليه جارى است ، نه در عرضيه . موجودات عرضى به اعتبارى در اصل ذات با يكديگر متغايرند ، و به اعتبارى جهات مشتركه نيز دارند ، ولى بين آنها عليت و معلوليت نيست . نبات تمام جهات وجودى جماد را واجد است و حيوان جامع جهات كمالى نبات است و انسان بحسب اصل وجود ، تمامى مراتب موجودهء در حقايق جمادى و نباتى و حيوانى را واجد است . مىشود به اعتبارى تميز را در اين مراتب به شدت و ضعف دانست . اگر چه تمايز در اين اقسام نيز برمىگردد به تشكيك يعنى تمايز تشكيكى در مظاهر وجود فافهم جيّدا . در بين افراد عرضى انسان و جماد و نبات و حيوان تميز بامور عرضى و خارج از ذات است مثل تميز بين افراد انسان و يا افراد نوع واحد از حيوان جنسى و تمايز بين افراد معدن . اينكه شارح علامه گفته است : تميز گاهى امرى زائد بر ذات مىشود و موجودى كه متميز از وجود ديگر است ، اين صفت وجودى را واجد است و طرف تمايز ، آن صفت را واجد نمىباشد ، تمايز در امور عرضى را كه متمايزين از يكديگر بوجدان و فقدان وصفى از اوصاف تميز دارند ، قصد نموده است . تمايز بين دو موجود ، گاهى بوجدان و فقدان وصفى از اوصاف است ، مثل تميز كاتب از امّى و تميز امّى از كاتب . تميز بامور زائد بر ذات دو صورت دارد : گاهى امر وجودى زائد بر ذات در ذاتى ملاحظه مىشود ، باعتبار حصول صفت وجودى با قطع نظر از عدم حصول صفتى غير از صفت ثابت در ذات موجود متميز ، مثل اعتبار حصول كتابت از براى زيد با قطع نظر از حصول عدم خياطت از براى او ، و گاهى عدم حصول خياطت مثلا از براى ذاتى كه كتابت از براى آن ذات ثابت است ملاحظه مىشود . تعين زائد به اين ملاحظه ، گاهى وجودى و گاهى عدمى است و گاهى مركب