سيد جلال الدين آشتيانى
434
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
در مواردى كه بين دو جوهر « يا اكثر از دو جوهر » تركيب واقع مىشود ، مثل تركيب انسان از حيوان و ناطق كه باعتبار تحليل عقلى و به لحاظى باعتبار وجود خارجى از اجزاء جوهرى متعدد مثل جسم و نامى و حساس و متحرك بالاراده و ناطق مركب از ماهيات متعدده است ، حصول عقلى آن منافات با صدق بر جواهر خارجى ندارد ، يعنى معانى جوهريه كه قائم بنفس انسانى هستند ، قيام آنها بنفس و حصول آنها در عقل منافات با جوهريت آنها ندارد ؛ چون بر جواهر عقلى نيز صادق است كه باعتبار وجود خارجى قائمبهذاتند . تذنيب في الوجوب و الإمكان و الامتناع نظر بهآنكه شيخ اكبر در فصوص از مواد ثلاث و جهات قضايا « وجوب بالذات و بالغير و امكان و ممكن و امتناع » ذكرى نموده است ، شارح علامه نيز در اين مقدمه مواد ثلاث را بيان مىنمايد ؛ چون دأب شارح آنست كه در اين مقدمه مطالب مهمّ و اصول اساسى تصوف را كه فهم مطالب شيخ بر آنها توقف دارد بيان نمايد ، تا آنكه طالبان تصوف به خوبى بتوانند مسائل مهم و غوامض اين علم را كه شيخ اكبر در كتاب ، تطبيق با نصوص و ظواهر دينى مىنمايد بفهمند . وجوب و امكان و امتناع ، چون نسب عقلى و جهات قضايا در موطن عقلند ، مانند اعراض خارجى قائم بموضوعات تحقق خارجى ندارند ، زيرا نفس قضيه ، امرى ذهنى است ، مواد ثلاث كه از آنها به اعتبارى تعبير بعناصر عقود و قضايا نمودهاند ، فقط در ظرف عقل موجودند ، چون شئون و احوال تابع ذوات و ماهيات غيبيه هستند كه در حضرت علميه و مقام واحديت ثبوت دارند . اگر چه ظرف تحقق مواد ثلاث ذهن است ، ولى در خارج نيز اين جهات به اين اعتبار ثابت است كه بحقايق خارجيه صدق مىنمايد ، مثل آنكه امكان ، اگر چه در عقل عارض ماهيت ممكن است و عروض تساوى ماهيت نسبت بوجود و عدم امر ذهنى و عقلى است ، و امكان از معقولات ثانويه است و ليكن ظرف اتصاف