سيد جلال الدين آشتيانى
424
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
قسم ديگر از تمايز ، تميز به شدت و ضعف است كه در مراتب طولى نسبت بعلل و معلولات واقع مىشود ، اين همان تشكيك خاصى است كه اهل معرفت در مراتب وجود قائلند ، و عرفا از آن بتشكيك خاص الخاصى تعبير نمودهاند . اين تشكيك در مراتب طولى جوهر از عقل و نفس و طبيعت واقع است ، ولى در افراد عرضى جوهر مثل افراد انسان كه بين آنها رابطهء على و معلولى و ظاهر و مظهرى وجود ندارد واقع نمىباشد . تشكيك در مراتب عرضى نه بنحو تشكيك مراتب و نه بنحو تشكيك در مظاهر امكان ندارد مگر آنكه بعضى از افراد عرضى بعد از استكمال در مرتبهء وجود علّت افراد ديگر واقع گردند و شىء موجود در مرتبهء طبيعت مادامىكه استكمالى پيدا ننمايد ، كاملتر از افراد ديگر نخواهد شد . اين توضيحى بود كه بايد در اين قسمت از كلام مصنف داده شود . مطلب ديگر ، آنكه علت جنس عالى بودن جوهر نسبت بانواع و افراد جوهرى آنست كه هم معناى جوهرى در مفهوم آنها مأخوذ است و هم آثار مقولهء جوهر بر آنها مترتب مىشود ، صرف انتزاع مفهوم جوهر از حاق ذات افراد جوهر ، ملاك جنسيت جوهر نيست ، چون مفهوم شىء و وجود مفهومى و وحدت و ساير اعراض عامه از حاق ذات حقايق انتزاع مىشود و بر همه صادق است ، اگر ملاك جنسيت اين است ، بايد مفهوم وجود جنس الاجناس باشد و چون وجود در اكثر از دو مقولهء متباين موجود است ، جنس نخواهد بود و ملاك خروج مفهوم يا مصداقى از مقولات جوهرى و عرضى آنست كه در دو مقولهء متباين موجود باشد و يا بر دو مقوله صدق نمايد . مفهوم جوهر فقط بر انواع جوهرى صادق است ، بر خلاف مفهوم عرض كه بر همهء مقولات متباين عرضى صدق مىنمايد ، در حالتى كه مفهوم كيف بر كم و مفهوم كم بر كيف صدق نمىنمايد ، چون هر يك از آنها جنس عالى مىباشند ، ولى مفهوم جوهر بنحو ابهام و لا تعين در جميع انواع جوهرى مأخوذ است . همين ملاك دخول آن در نوع ماهيات است . مطلب ديگر آنكه مصنّف علامه ، بين عرض عام به معناى مفهوم صادق بر كليهء حقايق جوهرى و عرضى و واجب الوجود مثل وجود و وحدت و تشخص و كثرت و عرض عام مقولى به معناى مصطلح در فن ايساغوجى ، خلط كرده است و خيلى