سيد جلال الدين آشتيانى

411

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

انواع جوهرى داراى جنس و فصلند و همين‌طور انواع نه‌گانهء عرضى نيز داراى جنس و فصلند ، بر خلاف مفهوم جوهر و عرض كه داراى جنس و فصل نيستند ، چون جوهر و عرض در عدم امكان تعريف حقيقى متشاركند . برخى گمان كرده‌اند مفهوم جوهر نيز مانند مفهوم عرض ، عرض عام است نسبت بانواع خود . و برخى ديگر بر آن رفته‌اند كه مفهوم عرض هم نسبت باعراض تسعه ، جنس الاجناس است . تكثر اعراض ناشى از تجليات متكثره حقست ، چون مادهء عالم اجسام به حكم « كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ، به حركت جوهرى و تبدل ذاتى متصف است و هميشه صور متجدد و متبدل به خود مىگيرد . هر صورتى نيز منشاء عوارض متجدد و متصرم است ، چون تجليات متعدد است ، علت اعراض متكثر و غير متناهى مىشود . امهات از اشخاص جواهر و اعراض متناهى است ، ولى اشخاص آنها تناهى

--> ندارد و ذاتى از براى مقولات جوهرى از عقول و نفوس و ساير اقسام و انواع جوهرى مىباشد ، و نقض بعرض غير وارد است ، چون مقولات عرضيه هر كدام داراى جنس عالىاند و بين انواع اعراض تباين به تمام ذات موجود است ، قياس هر يك از مقولات عرضى به يكديگر از حيث تباين عين قياس با حقيقت جوهر است ، لذا مفهوم عرض نسبت به آنها عرض عام است ، بر خلاف جوهر كه امرى مبهم و مندك در انواع جوهرى است . مفهوم جوهر مفهوم دو يده و سارى در انواع جوهرى از عقل تا هيولاى اولى است . صدر الدين در اسفار و تعليقات بر شرح حكمة الاشراق ، اين مطلب را بطور مفصل ذكر كرده است . نگارنده بطور تفصيل اقوال ائمهء فن را در تعليقات بر شواهد الربوبيهء ملا صدرا و در تعليقات بر تعليقات ملا صدرا بر شرح حكمة الاشراق كه در دست طبع است ذكر نموده است . در اين مسئله اختلافات زيادى بين اعلام فن حكمت موجود است ، برخى جوهر را مطلقا جنس نمىدانند . برخى جنسيت آن را نسبت بعقول نفى كرده‌اند . برخى عقول را مطلقا بسيط مىدانند و نفى جنسيت از آنها نموده‌اند . جمعى عقل را جنس عقول طولى و عرضى مىدانند . در نفى جنسيت جوهر نيز ادلهء متعددى نقل كرده‌اند ، جمعى عقل را جنس عقول طولى و عرضى مىدانند . در نفى جنسيت جوهر نيز ادلهء متعددى نقل كرده‌اند . جماعتى مفهوم عرض را نيز جنس الاجناس نسبت باعراض مىدانند . و قد ذكرنا في تعاليقنا على الشواهد الربوبية و حواشينا على حكمة الاشراق ، كلما قيل في هذا المقام او يمكن ان يقال و بسطنا القول فيهما بما لا مزيد عليه .