سيد جلال الدين آشتيانى
377
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
كلى ناشى است كه حق وجود مطلق است و حقيقت وجود و هويت الهيّه سارى در جميع اشياء است از اعيان خارجيه و معانى عقليه و الماهيات عبارة عن انحاء الوجودات على مشرب اهل المعرفة . اين كلام از مصنف تمام نيست ، چون قائل گفت ما ماهيت را تصور مىكنيم ، مثل ماهيت انسان و اين غفلت ما از وجود ، مطلق وجود است اگر مطلق وجود نباشد ، استدلال براى زيادتى وجود بر ماهيت تمام نيست ، چون مورد استدلال و مدعاى قائلان به زيادت ، زيادتى مطلق وجود است ، نه وجود خاص خارجى . علاوه بر اين ، مراد از زيادت و نفى زيادت ، زيادت مفهومى است . واحدى از محققان قائل به زيادت خارجى وجود بر ماهيت نيست ، چون وجود محال است از عوارض خارجى ماهيت باشد ، عارض خارجى بايد بحسب وجود تأخّر از معروض داشته باشد . و الحق ما ذكرناه فى بيان مراد المؤلف العلامة . منصف گويا به اين نكته توجه داشته است لذا گفته است : اگر ذهول از وجود در مقام تعقل ماهيت ، ملازم با تغاير وجود با ماهيت بنحو مطلق باشد ، به اين معنى كه ما در مقام تصور ماهيت غفلت از وجود ذهنى و خارجى داشته باشيم ، معذلك بنحو مطلق مغايرت ماهيت و وجود را اثبات نمىنمايد ، چون ممكن است ماهيت ، وجود خاصى باشد كه معروض مفهوم وجود محمولى و مطلق قرار گيرد ، و همين عروض وجود مطلق بوجود خاص ذهنى ، ملاك تحصل و منشأ صدق وجود ذهنى بر اين وجود خاص باشد ، كما اينكه عروض مفهوم وجود بر وجود خارجى ، ملاك خارجيت چنين وجودى و منشأ صدق خارجى بر چنين تحققى مىباشد . وجود مطلق مفهومى ، امرى عقلى و عارض بر جميع حقايق مىشود حتى حق تعالى ، و ملاك موجوديت در حقايق وجودى ، آنست كه اين وجود مطلق از حاق ذات جميع حقايق انتزاع مىشود و بر آنها حمل مىشود . از اين وجود ، تعبير بوجود انتزاعى و مصدرى و عرض عام نمودهاند . و اينكه برخى از محشين بر مصنف علامه اشكال كردهاند كه چگونه مىشود وجود عارض بر وجود ذهنى و وجود خاص خارجى شود ، از اين معنى غفلت كردهاند مفهوم عام بديهى وجود ، عرض عام است نسبت به همهء حقايق وجودى و ماهيت خارجيه و ذهنيه ، و مقولات جوهرى و عرضى و