سيد جلال الدين آشتيانى
359
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بيان طريقه محققان از صوفيه در علم حق تعالى چه بسا گمان شود ، كه عرفا ملاك علم بحقايق را بشهود مفهومى اعيان ثابته مىدانند و صور و مفاهيم علمى در مقام واحديت ، ملاك علم تفصيلى حق است ، پارهاى از كلمات عرفا در موارد مختلف ، ظهور در اين معنى نيز دارد ، مثل اينكه كرارا تصريح كردهاند كه حق در موطن ذات بحقايق وجودى به عين علم بذات ، علم دارد . اين علم بذات و تعين علمى ، مبدا ظهور اسماء و صفات است . اسماء و صفات ، داراى تعيناتى هستند كه آن تعينات صور و ظهور اسمائند ، به صورت اعيان ثابته و ظهور اعيان در اين مرتبه بنحو تميز همان ظهور علمى حق است ، كه بتفصيل باعتبار ظهور تفصيلى تمام حقايق در اين مشهد به صورت اعيان تجلى نموده است . پس ملاك علم تفصيلى حق باعيان ثابته ، همان ظهور و شهود تفصيلى جميع حقايق است ؛ لذا حق در اين موطن به همه چيز عالم است ، « كما حققناه مرارا » . حقتعالى باعتبار مقام صرافت وجود ، محل استجنان جميع حقايق است . محققان حكما از اين معنى به « بسيط الحقيقة كل الاشياء الوجودية علما و قدرة . . . » ، تعبير نمودهاند . ذات حق باعتبار احديت وجود ، كل الاشياء است ، و وجودا و كمالا و مشتمل است بر كليهء از كمالات وجودى ، و ليس بشيء من الاشياء نقصا و امكانا . اينكه حق اول بنحو صرافت ذات ، جامع جميع حقايق است ، اتفاقى عرفاء كاملين و محققين از حكما است ، ولى از اينكه عرفا ، ملاك علم حق را در واحديت كه تعين مقام احدى است و محل شهود جميع حقايق است ، ثبوت مفهومى و تقرر علمى ماهيات قرار دادهاند ، و از براى ماهيات و اعيان ثابته تقرر و ثبوت واقعى ، آن هم در نشئهء علم ربوبى قائل شدهاند ، اشكالى ايجاد نموده است ؛ لذا حكيم محقق ، ملا على نورى كه بزرگترين حكيم الهى در اعصار اخير است ، گفته است : عرفا بواسطهء قول به ثبوت و تقرر ماهيات ، به ثبوت مفهومى و ذهنى در