سيد جلال الدين آشتيانى

30

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

معيّن نمودند و شرح لمعه به او درس مىدادند و چنان اين مرد ضعيف النفس باستقبال خرافات رفت كه مملكت را بالمرّه بامان خدا سپرد ، بجاى آنكه او را وادار نمايند كه از وضع قشون ، مرتّب آگاه باشد ، و اشخاص نالايق را بنا به توصيهء زيد و عمرو ، در رأس قشون ، قرار ندهد ، به عكس عمل نمودند شاه سران برازندهء قشون را مأيوس كرد و تمرين نظامى كه در زمان شاه اسماعيل و شاه عباس با دقت عجيب انجام مىشد ، فراموش شد . و سطوت و صولتى كه در زمان شاه اسماعيل و شاه عباس اول بوجود آمد ، سبب شد كه امپراطورى عظيم تشيّع ساليان متمادى باقى بماند ، ولى مصائب ناشى از اوهام و خرافات مردم ما را به دردهاى بىدرمان مبتلا نمود و هرج و مرج داخلى قبل و بعد از فتح اصفهان ، بر مملكت حاكم شد ، روس و عثمانى قسمتى از خاك ايران را تصرّف نمودند . اگر چه نادر شاه افشار خاك ايران را از لوث وجود بيگانگان پاك نمود ولى بواسطهء ابتلاى به اختلال دماغى كه لازم لا ينفكّ وجود هر قلدرى عامى مستبدّ است ، خود مشكلى شد براى مردم ما ، و بعد از آن ديگر آب خوش به گلوى اين ملّت فرونرفت . افاغنه كتابخانه‌هاى معظم را به زاينده رود ريختند و روز فتح اصفهان بيش از صد هزار نفر يا از گرسنگى مردند و يا بدست مهاجمان كشته شدند .

--> و حالت اضطراب و فرار علما و دانشمندان آن شهر را نوشته است . سكنهء بيچارهء اصفهان كه قربانى هوا و هوس درباريان و طالبان قدرت شدند در ايام محاصرهء شهر جمعى از گرسنگى مردند و از يك‌صدهزار نفر تلفات نفوس سكنه را هنگام فتح شهر ( جوعا او سيقا ) بيشتر نوشته‌اند . در مدّت حكومت افاغنه همهء علما فرار كردند بعد از آنكه سردار نامى ايران كشور را از لوث وجود افاغنه و قشون روس و عثمانى پاك كرد ، به همّت چند نفر از علماى معدود ، نظير ميرزا محمد الماسى از احفاد مجلسى اول ( م 1159 ) و آخوند ملّا اسماعيل خواجوئى ( م 1173 ) و ملّا عبد اللّه حكيم و عرفى طالقانى و معدودى قليل از علماى بزرگ بتدريج حوزهء اصفهان رونق گرفت ولى هرگز عظمت گذشته را نيافت . با اين اوصافى كه ذكر شد ، مردم ايران تا حوالى پنجاه سال بعد از سقوط صفويه ، در انتظار بودند كه شخصى با لياقت از صفويه قيام نموده تا به او بپيوندند . يكى از مورخان غربى كه با دقت تمام از روى مدارك قطعى تاريخ ظهور شاه اسماعيل و جنگها و فتوحات او را ذكر كرده و اين كتاب به فارسى ترجمه شده است ، نوشته است : اگر هزار نفر از لشكريان آبديده و آزموده‌اى كه در ركاب شاه اسماعيل مىجنگيدند ، در لشكريان شاه سلطان حسين وجود داشتند يك افغانى جان سالم بدر نمىبرد . ملّا اسماعيل خواجويى مازندرانى حوزهء عظيمى در منقول و معقول داشت كه فقيه و اصولى محقّق و حكيم ماهر ملّا مهدى نراقى و استاد بارع در علوم نقليه و عقليه از تلاميذ حوزه او مىباشند .