سيد جلال الدين آشتيانى
19
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
عمومى در سطحى مطرح مىشود كه اين ندا از ما درخواست مىكند خود را از آن جدا سازيم ، اگر بخواهيم آنچه تشيع آن را « تجلى امام » مىنامد قبلا درك كنيم . هيچ فيلسوفى كه به وظائف انسانى خود آگاه است ، نمىتواند در مقابل اين امر بىتفاوت باشد . بايد از آقاى آشتيانى تشكر كرد كه همهء اين امور را براى ما زنده و حاضر ساختهاند . هنرى كربين استاد مدرسهء تتبعات عاليه ( سوربن ) رئيس بخش ايرانشناسى مؤسسه ايران و فرانسه طهران نوامبر 1965
--> كلمات محيى الدين را از فتوحات و عنقاء و مغرب و آثار ديگر او نقل نمودهايم ، و اثبات نمودهايم كه مبانى عرفاى اهل تسنن منطبق با قواعد شيعه در مسئله امامت است ، محيى الدين در اين مسئله از مبانى شيعه بيشتر از ديگران متأثر شده است . ابو العلا عفيفى استاد فلسفه و تصوف اسلامى دانشگاه اسكندريه در تعليقات خود بر فصوص در چند مورد بدين معنى تصريح كرده است . ولى بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه محيى الدين و ديگر عرفا مستقيما از روايات مأثوره از ختم انبياء دربارهء عترت متأثر شدهاند .