بديع الزمان فروزانفر

67

زندگانى مولانا ( فارسى )

ياران آتش عشق مولانا را دامن مىزد و بيخودى و آشفتگى او بر ملامت و حسد آنان مىافزود تا غلوّشان در عداوت و دشمنى شمس از حد گذشت « و باتفاق تمام قصد آن بزرگ كردند فترتى عظيم در ميان ياران واقع شد » . مسافرت شمس الدين به دمشق شمس الدين از گفتار و رفتار مردم متعصّب قونيه و ياران مولانا كه او را ساحر مىخواندند رنجيده‌خاطر گشت و هذا فراق بينى و بينك برخواند آن غزلهاى « 1 » گرم و پرسوز مولانا و اصرار و ابرام و عجز و نياز عاشقانهء او هم در شمس كارگر نيفتاد سر خويش گرفت و برفت و اين « 2 » سفر روز پنجشنبهء 21 شوال 643 واقع گرديد و بنابراين تمام مدت مصاحبت اين دو تقريبا شانزده « 3 » ماه بوده است . مولانا در طلب شمس بقدم جد ايستاد « قرب ماهى طلب مىكردند اثرى پيدا نشد » ولى گويا آخرالامر خبر « 4 » يافت كه اينك مطلع شمس دمشق شام است ، نامه و پيام متواتر كرد و پيك در پيك پيوست و به روايت افلاكى اين چهار غزل « 5 » را در اين هنگام به خدمت شمس فرستاد .

--> ( 1 ) - گمان مىرود كه غزلهاى ذيل از اين معنى حكايت كند : روشنى خانه توئى خانه بمگذار و مرو * عشرت چون شكر ما را تو نگهدار و مرو بشنيده‌ام كه عزم سفر مىكنى مكن * مهر حريف و يار دگر مىكنى مكن مىبينمت كه عزم جفا مىكنى مكن * عزم عقاب و فرقت ما مىكنى مكن ( 2 ) - گويند كه مولانا جلال الدين تاريخ نخستين غيبت شمس را بدين صورت بحسام الدين املا فرمود : « سافر المولى الاعز الداعى الى الخير خلاصة الارواح سر المشكوة و الزجاجة و المصباح شمس الحق و الدين نور اللّه فى الاولين و الآخرين اطال اللّه عمره و لقانا بالخير لقائه يوم الخميس الحادى و العشرين من شهر شوال سنة ثلاث و اربعين و ستمائة » . ( 3 ) - زيرا شمس الدين در 26 جمادى الآخره سنهء 642 به قونيه آمده و در اين تاريخ مسافرت نموده است و اينكه بعضى مدت اقامت او را در قونيه 120 روز گفته‌اند سهو است . ( 4 ) - در شرح حالى كه به ضميمه مثنوى مولانا منطبعهء بمبئى 1340 بطبع رسيده مذكور است كه شمس الدين نامه‌اى بمولانا نوشت و چون مأخذ روايات اين شرح حال مطابق اظهار نويسندهء آن مناقب افلاكى و مناقب درويش سپهسالار است كه 40 سال مصاحب مولانا بوده و ناچار از ديدار خود در آن كتاب سخن رانده است اين روايت مورد اعتماد تواند بود . ( 5 ) - ليكن غزلى كه در ذيل مذكور مىگردد هرگاه از مولانا باشد پنجمين آن نامه‌ها خواهد بود كه بجانب شمس فرستاده است : زندگانى مجلس سامى * باد در سرورى و خودكامى بقيه در ذيل صفحهء 68